‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی کارآفرینی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب روانشناسی کارآفرینی. نمایش همه پست‌ها

جمعه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۰

چقدر از امکانات موجود بهره برداری می کنیم؟

آقای کیوان مدیر یکی از دفاتر مشاوره املاک تهران تعریف میکرد تنها یکروز  مهلت برای تامین موجودی چک بانکی ما بود و موجودی چندانی هم در حساب بانکی نداشتیم. آن روز صبح وقتی به دفتر کار رفت به کارکنان گفت که ما امروز هیچ چاره ای نداریم و باید حتمن یک قرارداد ملکی در دفترمان منعقد شود. آقای کیوان میگوید همه و خود ایشان دست بکار شدند و با جدیت تمام شروع کردند به تماس گرفتن و قرار گذاشتن با مشتریان احتمالی. نتیجه کار آن روز دفتر آقای کیوان فوق العاده بودبستن سه قرارداد ملکی در یک روز آنهم برای دفتری که در طول یکماه اخیر حتا یک قرارداد را نیز نتواسته بود هماهنگ کند. کیوان که امروز بغیر مشاور املاک، یکی از بساز و بفروش های مطرح تهران است و بقول معروف روزانه پول پارو می کند میگوید که آنروز نقطه عطفی در زندگی او شد، چرا هر روز نمی بایست با همان جدیت کار میکرد؟ 
 همه ما ظرفیتها و امکاناتی داریم که از آنها استفاده نمی کنیم.فقیرترین افراد بطور معمول در بدترین شرایط  تلاش میکنند تا حداکثر قابلیتهای خود را بکار گیرند بلکه لقمه نانی به کف آورند. ثروتمندان در اوج رونق کار و کاسبی باز هم به این فکر هستند که از ظرفیتها و امکانات موچود حد اکثر بهره را بدست بیاورند.

یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۰

آدمهای بزرگ، آدمهای متوسط، آدمهای کوچک

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند


آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند


آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند


آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند


آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک اصلا مسئله ندارند

منبع: http://www.persian-star.org/

دوشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۹

كارآفريني و وضع كلان اقتصادي

اوضاع اقتصادي كشور چطور است؟
- خيلي خرابه و گراني و بيكاري بيداد ميكنه.
- هيچ كجا مثل اين مملكت پول مفت در نمياد.
- بخور ر ونميري هست.
- پول زياده ولي بايد كله ات كار كنه.
- مردم واقعن گرسنه و بدبخت هستند.
و....
نظر شما چيه؟ آيا يكي از نظرهاي فوق را داريد يا نظري متفاوت؟.من و شما زماني ميتوانيم در كار يا كاسبي خود موفق باشيم كه نظر مثبتي نسبت به اوضاع اقتصادي كشور داشته بشيم.ممكن است بگوييد:
- تورم بيداد ميكند، بيكاري روزبروز بيشتر ميشود واين حرفها را اقتصاددانها هم تاييد مي كنند، مگر ميشود بدون توجه به نظر كارشناسان به آينده خوشبين بود؟
انسان كارآفرين طرح يا ايده خاصي را با توجه به شرايط موجود به اجرا مي گذارد. كارآفرين كسي است كه در شرايط واقعي موجود ميتواند كالا يا خدماتي را عرضه كند كه نياز جامعه است، او ممكن است بگويد:
- چه خوب كه تعداد زيادي جوينده كار داريم، من مي توانم براي انتخاب همكاران خود حق انتخاب بيشتري داشته باشم.
- من هم با توجه با ميزان تورم درآمد خود را بيشتر خواهم كرد.
- براي كالا يا خدمات من در هر شرايطي مشتري هست.
واقعيت اينست كه من و شما هيچكدام كارشناس اقتصادي نيستيم و هر نظري هم كه داشته باشيم غير علمي خواهد بود. تازه اگر كارشناس هم باشيم باز نامطلوب بودن وضع اقتصاد كلان كشور به معناي اين نيست كه من و شما هم مجبوريم در صف فقرا بايستيم. روشنتر بگويم بد بودن اقتصاد كشور هرگز به اين معنا نيست كه كار و كاسبي يك انسان كارآفرين هم بد باشد. اگر شما كاسبي خوبي نداريد يعني هنوز نتواسته ايد كالا يا خدمات مناسبي را در اختيار مردمي كه با آنها سركار داريد قرار دهيد.

جمعه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۹

پول ، ثروت و كارآفريني

همه افراد كارآفرين ثروتمند هستند اما ثروتمند بودن فقط در پولدار بودن نيست. كارآفرينان خود بخوبي از منابع ثروت خود آگاه هستند:
- داشتن طرحها و ايده هاي خلاقانه و نو ثروت مهمي است.
- همكاران و نيروهاي انساني كارا. يكي از ثروتهاي كارآفرينان ارتباطات انساني آنهاست.
- داشتن يك وبلاگ يا وبسايت كه در نتايج جستجوهاي گوگل رتبه بالايي كسب مي كند در عصر ارتباطات ثروت و سرمايه مهمي محسوب مي شود.
و .......
كارآفرينان تلاش مي كنند تا ثروتهاي خود را بيشتر كنند آنها مي دانند با ثروتهايي كه دارند پولدار هم خواهند شد. اقتصاد نفتي دشمن كارآفرينان است و گاه باعث از دست رفتن ثروت آنها يا جلوگيري از تبديل ثروتشان به پول مي شود اما كارآفرينان از پاي نمي نشينند آنها از ميان همه پيچ و خمها و موانع سرانجام راهي را بسوي رسيدن به موفقيت و تبديل ثروت به پول پيدا خواهند كرد.
افراد پولدار دو دسته هستند:
- پولداران رانت خوار: آنها از اينكه نامشان در زمره پولدار ها برده شود، آشفته مي شوند. دوست ندارند از انها بپرسيد كه پول و سرمايه خود را از كجا بدست آورده ايد.زياد اهل گفتگو نيستند و مردم را پست تر از آن مي دانند كه بخواهند با آنهات روشن و شفاف حرف بزنند. بعضي شان مايلند مردم فكر كنند كه آنها اشراف زاده هستند و از بچگي در نازو نعمت بزرگ شده اند
- پولداران كارآفرين: آنها با افتخار مي گويند كه من پول و سرمايه زيادي دارم. از اينكه مردم بفهمند در بچگي دوران سخت و فقر مالي را گذرانده اند، خوشحال مي شوند. داستان زندگي خود را با سرافرازي براي همه تعريف مي كنند. گرچه موفقيتشان را حاصل تلاش خود مي دانند اما مردم و جامعه خود را دوست دارند، جامعه اي كه به انها فرصت رشد و ترقي داده است.

تلويزيون و كارآفريني

درمورد اينكه تلويزيون رسانه ايست كه خلاقيت را در شخص كم يا حتا نابود مي كند و از اين نظر دشمن كارآفريني محسوب مي شود، باندازه كافي صحبت شده است. حتا برخي از كارآفرينان و افراد موفق تا آنجا پيش رفته اند كه شروع زندگي موفق خود را از زماني دانسته اند كه تماشاي تلويزيون را ترك كرده اند. در اينجا قصد ندارم درباره اين تاثير منفي تلويزيون صحبت كنم چون با يك جستجوي ساده مي توانيد هزاران مقاله در اينمورد پيدا كنيد.
آنچه حرف اصلي من در اين مقاله مي باشد اينست كه صدا و سيما در ايران بيشتر از بسياري از تلويزيون هاي ديگر دنيا با كارآفريني تضاد دارد. اينكه مي گويم صدا و سيما، منظورم در واقع همان تلويزون است چون راديو با بكارگيري تنها حس شنوايي، تاثير منفي كمتري دارد. باري چگونه تلويزيون ايران بيشتر از شبكه هاي تلويزيوني ديگر به كارآفريني و خلاقيت آسيب مي رساند:
- ايجاد تصوير ذهني منفي از فضاي كار و كاسبي: سريالي مانند به كجا چنين شتابان از نمونه هاي بارز و كامل در اين مورد است. در اينگونه سريالها فضايي تصوير مي شود كه فعالان بخش اقتصادي و افراد مستقل در ذهن مخاطب انسانهايي شياد و كلاهبردار معرفي مي شوند.با انكه از نگاه من و نيز از نظر بسياري از فعالين مستقل اقتصادي، مشكل اصلي اقتصاد و فضاي كسب و كار در ايران رانت خواري و كنترل و نظارت بيش از حد دولت در عرصه اقتصاد است اما در برنامه هاي تلويزيوني ايران اينگونه ذهنيت سازي مي شود كه مشكل اساسي كلاهبردار بودن فعالان اقتصادي در ايران است. جالب آنكه در اين ميان نتيجه گيري كاملن معكوسي هم به خورد ذهن مخاطب بيچاره داده مي شود: بايد دولت دخالت و نظارت بيشتري داشته باشد تا اين شيادان و زالوصفتان نتوانند هر غلطي خواستند بكنند. سريالهايي مانند دارا و ندار هم گرچه كمي معتدل تر هستند، اما مانند اكثر آثار مسعود ده نمكي آدمهاي پولدار را شخصيتي احمق و نادان به تصوير مي كشند و اين يعني كشتن انگيزه كارآفريني و نوآوري در جوانان.
- همسويي با سياستهاي دولت نفتي: درباره اينكه دولتهاي نفتي در ايران مانع بزرگي سر راه فعاليت كارآفرينان ايراني بوده اند نيز تابحال بحثهاي دقيق و كارشناسانه زيادي صورت گرفته است و من حرف جديدي در اينخصوص ندارم اما نكته مهم بنظر من در اينجا همسويي برنامه هاي صدا و سيما با اين سياستهاست. دولتهاي نفتي در ايران همواره تمايل داشته اند كه كليه فعاليتهاي اقتصادي و فرهنگي را زير چتر خود بگيرند. دولت در ايران اين حق را براي خود قائل بوده است كه بدون طي مراحل قضايي كسب وكاري را تعطيل يا محل كاري را پلمپ نمايد. از اينرو مي بينيم كه در دورانهاي مختلف صاحبان كسب وكار هاي گوناگون زير تيغ اين برنامه هاي بقول خودشان نظارتي رفته اند. دولت يكروز مراكز فرهنگي يا كافي نتها را هدف مي گيرد، روز ديگر سراغ شركتهاي مشاوره سرمايه گزاري مي رود و خلاصه تا پول نفت هست مي خواهد همه كاسبي هاي مردمي را زير پرو بال خود بگيرد و اما نقش تلويزيون اين وسط چيست؟ صدا و سيما در اين مواقع بجاي آنكه تريبوني بشود براي كاسبهاي بيچاره اي كه ممكن است كار و زندگي خود را از دست بدهند، تريبوني مي شود در اختيار دولت نفتي و با پخش برنامه هاي ويژه اي همان صنف و گروهي كه قرار است ساماندهي دولتي بشوند را مورد حمله قرار مي دهد. برنامه هاي كه براي اين منظور ساخته مي شوند، ترس و وحشت را از صاحبان حرفه اي مشخص در دل مردم ايجاد مي كنند و در پايان هم اين پرسش هميشگي و كليشه اي را در ذهن مخاطب ايجاد مي كنند:
راستي چه نهادي بر كار اين شيادان نظارت دارد؟
و البته پاسخ هم كه هميشه معلوم است، فلان نهاد دولتي بايد بيشتر وفعالتر در اين زمينه وارد عمل بشود تا اينها نتوانند بآساني هر غلطي دلشان خواست انجام بدهند.وقتي قرار است يك صنف مستقل دولتي بشود داستانهاي تكراري و هميشگي وجود روابط نامشروع و غير اخلاقي بين فعالين آن صنف، نقشه هاي از قبل طرح ريزي شده براي سركيسه كردن مردم و حتا گاهي انجام قتل و جنايت هم بميان ميايند تا ذهن مردم نسبت به آن صنف بدبين شود و زمينه حضور و دخالت فرشته نجاتي بنام دولت مهيا شود.
تلويزيون در راستاي اجراي اينگونه مراسم به خاكسپاري فعاليتهاي مستقل تنها نيست و مطبوعات دولتي هم با آن همصدا مي شوند، بخصوص صفحه حوادث روزنامه ها هم نقش فعالي را بر عهده مي گيرند و با نشر داستانهايي در مورد كلاهبرداري ذهن مردم را نسبت به فعاليتهاي مستقل سياه و مغشوش مي كنند اما تلويزيون با توجه به گستردگي مخاطبينش و اينكه چشم و گوش هر دو را بكار مي گيرد، نقش بيشتري را در اين ميانه بر عهده دارد.
- تبليغات منفي عليه كامپيوتر واينترنت: در جهان امروز كارآفريني و اداره يك كسب وكار كوچك بدون استفاده از رسانه اينترنت، غيرقابل تصور مي باشد.هر كسي كه كارگاه يا بنگاه اقتصادي كوچكي را راه اندازي مي كند، در ابتدا بايد بفكر راه اندازي يك وبسايت باشد تا خود، خدمات يا محصولاتش را بهمه معرفي كند. اما متاسفانه مشاهده مي شود كه برنامه هاي تلويزيوني مردم را از كامپيوتر و اينترنت مي ترسانند. من كمتر تلويزيون تماشا مي كنم اما ياد ندارم كه يكبار در برنامه اي درباره فايده هاي اين رسانه فراگير دنياي امروز سخني شنيده باشم اما بارها با گوش خود شنيده ام كه يك آقا يا خانم كارشناس درباره مضرات اينترنت يا زياد پاي كامپيوتر نشستن سخن مي گفته است.اينهم از اشكالات اساسي تلويزيون است كه آدم فقط مي تواند شنونده و بيننده باشد و مانند وبلاگ نيست كه بتوان فوري براي نويسنده كامنت گذاشت و از او انتقاد كرد. اما در پاسخ به اين دوستان كه روز و شب از مضرات كامپيوتر واينترنت سخن مي گويند چند نكته را متذكر مي شوم:
    - مضرات اينترنت و كامپيوتر هرچه باشد باندازه مضرات تلويزيون نيست. جايگاه و رتبه جهاني ايران
    هم از نظر دسترسي مردم به اينترنت تا حدودي مشخص است. اگر واقعن نگران سلامت جسمي و
     رواني مردم هستيد، به آنها توصيه كنيد كه كمتر تلويزيون تماشا كنند.
   - واقعن در روستايي كه مردم آن هر روز با الاغ كار ترانسفر را انجام مي دهند چه لزومي دارد كه اين
     اندازه درمورد مضرات ماشين صحبت شود و مردم را از سوانح رانندگي بترسانيم؟
نتيجه اين تبليغات وسيع و منفي اين خواهد شد كه نوجوانان و افرادي كه تازه با اين رسانه آشنا مي شوند، نتوانند بخوبي از قدرت خلاقيت خود در بكارگيري آن استفاده كنند و اين يعني پرورش انانسهاي كليشه اي. كارآفرني نياز به بستري دارد كه خلاقيت را بپروراند، انسان كليشه اي نمي تواند كارآفرين موفقي باشد.

سه‌شنبه، دی ۲۹، ۱۳۸۸

کلید های موفقیت در کسب وکار

چهار كليد موفقيت شغلي وجود دارد كه مي تواند شما را به شخص با ارزشتري تبديل كند، توانايي هاي شما را مؤثرتر عرضه مي كنند و شما را در حرفه خود با سرعت بيشتر به موفقيت برساند. اين چهار كليد عبارتند از: تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز.

1ــ تخصص عبارت است از توانايي شما در بكار بستن استعدادتان آنهام در قسمتي حياتي كه براي كمپاني شما يا مشتريانتان ارزشمند است. انتخاب اين قسمت كه در چه زمينه اي تخصص داشته باشيد در موفقيت بلند مدت شما بسيار را تعيين كننده است. شما در چه زمينه اي تخصص و مهارت داريد؟

2ــ تمايز عبارت است از اينكه چگونه خود را در يك يا چند زمينه كه تخصص داريد يا كارايي شما بهتر است برتري خود را نشان دهيد. توانايي شما در متمايز كردن خود براساس كيفيت كار بالا بسيار مهم و كانون فعاليت شغلي شماست. همانطور كه يك سازمان بايد حداقل در يك زمينه برتري داشته باشد تا رونق لازم را پيدا كند. شما هم به عنوان يك فرد بايد حداقل در يك زمينه كاري برتر باشيد. اگر از كارفرما يا كارمندان شما درباره شما بپرسند:«برتري او در چه زمبنه اي است؟» آنهاچه جوابي در مورد شما خواهند داد؟ در كدام قسمت كار شما برجسته هستيد؟چه كاري را بهتر از هر كسي انجام مي دهيد؟ چه كاري را اگر شما انجام دهيد سود زيادي نصيب سازمان شما مي شود.

اگر تاكنون در حرفه خود يك زمينه را مشخص نكرده ايد تا در آن بهترين باشيد، بايد زودتر اقدام كنيد. به توانايي خود و احتياجات سازمان و مشتريان خود توجه داشته باشيد چگونه بايد باشد؟ چگونه مي توانست باشد؟ نقشه شما براي تبديل شدن به فردي برجسته در حرفه خود چيست؟ و چگونه ميزان برتري خود را چه از نظر دانش و چه از نظر مهارت در يك زمينه كاري اندازه مي گيريد؟ اين اندازه گيري استاندارد شما را براي كارايي نشان مي دهد. بهترين بودن در يك زمينه مهم از شغل و حرفه شما بيشتر از هر چيزي به پيشرفت شما كمك مي كند.

3ــ تقسيم بندي عبارتست از توانايي شما در مشخص كردن افراد و سازمانهايي كه سود بيشتري براي شما دارند. نحوه كار بدين صورت است كه شما به طور واضح مهمترين مشتريان خود را مشخص مي كنيد. و براي جلب رضايت اين گروه خاص از مشتريان تصميم گيري مي كنيد.

اغلب شما مي توانيد خط مشي شغلي خود را با توجه به نياز مشتريان مهم براي ساختن آينده تغيير دهيد.

4ــ تمركز عبارتست از توانايي شما در تمركز ذهني براي روي خدماتي است كه براي آن شخص يا سازمان اهميت دارد.

اين چهار استراتژي (تخصص، تمايز، تقسيم بندي و تمركز) نقطه كانوني حياتي براي رسيدن به دست آوردهاي فوق العاده در سازمان و حرفه شماست.

از خود بپرسيد:« كدام مهارت است كه اگر آن را در خود تقويت كنيد بيشترين اثر مثبت را در حرفه شما به جا مي گذارد؟ پاسخي كه به اين سؤال مي دهيد را به عنوان يك هدف بنويسيد و براي آن يك ضرب العجل تعيين كنيد.براي خود طرح و نقشه داشته باشيد و براي رسيدن به هدف پر تلاش باشيد تا بر آن نائل شويد. اين كليد واقعي رسيدن به موفقيت شغلي است.
http://www.yadbegir.com/main/improove/success_keys.htmمنبع

روش زندگی ثروتمندان

برای پولدار شدن عادت کنید:

1-  با صرفه جويي زندگی کنید. براي افزايش درآمد خود بايد مطمئن باشيد كه بيش از در آمد خود خرج نمي كنيد. اگر در ماه هشتصد هزار تومان درآمد داشته باشيد و يك ميليون تومان در ماه خرج كنيد. چگونه مي توانيد ثروتمند شويد؟

2- وام گرفتن را محدود يا حذف كنيد. سعي كنيد توانايي هاي خود را افزايش دهيد و خوب كار كنيد بجاي اينكه مدام بدنبال وام گرفتن باشيد. شما بدون اتومبيل هم مي توانيد مدتي زندگي كنيد. و اگر اكنون مقروض هستيد سعي كنيد دين خود را زودتر بپردازيد تا اينكه بدنبال وام جديدتري باشيد. همانطور كه مي دانيم دلبستگي هاي مختلف مي تواند به ما در رسيدن به پول زياد كمك كند. اما اگر اين دلبستگي ها را با قرض و وام گرفتن برآورده سازيم اين بدهكاري سد راه شما مي شود.

3- رضايتمندي خود را به تأخير بيندازيد. بيشتر افراد نمي توانند ثروتمند شوند چون هر چه را خواسته اند پولش در جيبشان هست بايد به زودي فراهم كنند. آنها لذت آني و كوتاه مدت را به صبر و تحمل و سود درازمدت ترچيح مي دهند. به عبارت ديگر اين افراد پول خود را براي پر كردن جيب طراحان كيف، كفش، ماشين و ... حرام مي كنند. اگر شما هم از جمله افرادي هستيد كه كه در برابر طمع خود نسبت به خريد و لذت آني مي توانيد مقاومت كنيد بايد بگويم استعداد ميلياردر شدن را داريد و البته با كمي تأخير همه آنها را بدست خواهيد آورد.

4- مسئول باشيد. اينكه ثروت شما چگونه افزايش مي يابد به خود شما بستگي دارد. اين چيزي نيست كه به رئيس شما يا كس ديگري وايسته باشد. كنترل زندگي خود را بدست گيريد و اگر لازم است روش زندگي خود را تغيير دهيد. نسبت به دارايي خود مسئول باشيد. شما مي توانيد از وضعيت خود شاكي باشيد و مدام غر بزنيدكه چرا در خانواده اي ثروتمند به دنيا نيامده ايد.

5- به پول احترام بگذاريد. بسياري افراد تمايل داند به پول بدبين باشند. آنها مي گويند پول ريشه همه شياطين است. ولي من به خلاف آن اعتقاد دارم. اعتقاد بنده اين است كه بي پولي ريشه همه شياطين است. بسياري از جنايت ها ريشه در فقر و طبعات آن دارند. همينطور افراد زيادي فكر مي كنند اگر پولدار شوند مشكلات زيادي خواهند داشت. ولي حقيقت اين اين است كه اگر بي پول هم باشند مشكلات زيادي خواهند داشت. پس چرا با مشكلات يك كيف پر از پول مواجه نشويم؟

6- بر روي خود سرمايه گذاري كنيد. هميشه در حال آموختن باشيد و سعي كنيد بر روي خود سرمايه گذاري كنيد. فقط با تداوم در يادگيري و افزايش توانايي است كه مي توانيد پول بيشتري بدست آوريد. چرا استاد نسبت به شاگرد پول بيشتري بدست مي آورد؟ دليل آن تفاوتي است كه بين تجربه و سطح دانش آنها وجود دارد. يادگيري شما بايد در دو جهت باشد يكي اينكه توانايي ها شغلي خود را بالا ببريد و ديگر اينكه دانش سرمايه گذاري خود را افزايش دهيد. بله تعجب نكنيد همه آنهايي كه اكنون سرمايه گذاران موفقي هستند روزي مانند شما بوده اند.

7- فوق فعال باشيد! افراد فوق فعال تمايل دارند هر فكري را به واقعيت تبديل كنند. اگر براي اين افراد هيچ موقعيتي وجود نداشته باشد تا پول در بياورند آنها فرصت ها را براي خود ايجاد مي كنند. فوق فعال بودن صفت قدرتمندي است كه مي تواند به شخص در گذشتن از هر مانعي كمك كند. در مقابل اين افرادي وجود دارند كه به آنها واكنشي مي گويند. آنها منتظر مي مانند تا در زندگي شان اتفاقي خوشايند بيفتد يا شانس در خانه آنها را بزند و بر زندگي خود كنترلي ندارند. ولي متاسفانه اين وقايع هيچگاه رخ نمي دهند.

8- بيشتر عمل كنيد. با كار كردن بيش از آنچه انتظار مي رود به تدريج متوجه مي شويد. فرصت ها مي آيند بر در شما مي كوبند. مثلاً فرض كنيد براي يك شركت فروشندگي مي كنيد. و آنها از شما مي خواهند در ماه 5 ميليون تومان فروش داشته باشيد حال اگر 8 ميليون تومان فروش داشته باشيد احتمالا رئيس شما مزاياي شما را افزايش خواهد داد. و اگر رئيس شما متوجه شما نباشد مطمئن باشيد شركت هاي رقيب متوجه شما هستند.
http://www.yadbegir.com/main/improove/biloin.htm منبع

چهارشنبه، دی ۲۳، ۱۳۸۸

امید آفرینی لازمه کارآفرینی

ما بايد تلاش كنيم که امید را به جامعه تزريق كنيم. امید دادن به جامعه امر کمی نيست.
به اعتقاد من ،جامعه امروز ايران چنين نيازي دارد.از شما میخواهم که امشب دعا کنید تا مهربانی بيشتري به هم داشته باشيم. ما هم به انگیزه نیاز داریم و هم به مهربانی. کمی با هم مهربانتر باشیم. وقتی انوار مهربانی به دل ما بر میگردد معجزه های اقتصادی کشورهای جنوب شرق آسیا در برابر تمدن چند هزارساله ما باید سر فرود بیاورند. . ایرانی برخاسته از یک خاستگاه فلسفی و ایمانی است.
این گفته بزرگترین صنعتگری است که امروز در دانشگاه مدیریت هاروارد درس میدهد: انسان معیار همه چیز است. یعنی کدام انسان؟ انسان آفرینشگر. انسانی که خلق میکند. انسانی که نماد میسازد.
بازگشت به امید وانگیزه محور اصلی سخن من است. من بدون مبالغه بیش از 500 شرح حال خوانده ام. شرح حال هایی از انسانهای ایرانی و انسانهای غربی. زندگي هر انسانی در هر کجا عزیز و ارجمند بوده را خوانده ام. اینها کسانی هستند که تاریخ ساخته اند. با همه مطالعاتم به اين نتيجه رسيده ام كه ما باید به امیدآفرینی برگردیم. قبل از کارآفرینی باید امیدآفرینی کنیم. ما باید پیوند ایجاد کنیم. امروز ظرفیتهای بزرگی در کشور ما وجود دارد که میتوانیم روی آن سرمایه گذاری کنیم.
دستانی که خدمت میکنند مقدستر از لبهایی است که دعا میکنند.  من خدمت بوسیله دست در کف کارگاه را بالاترین دعا میدانم .چرا که پیامبر به همین دستان کارگر بوسه میزد. من جامعه بیکار را جامعه بیمار و اسکیزوفرنی میدانم. جامعهای که بیکار است ، بخود صدمه میزند. امروزه ما برخی نشانه شناسیهای بیماریها را که نگاه میکنیم میبینیم که بیش از پرداختن به خودمان بیش از اندازه به دیگران میپردازیم.
در واقع من نام و نشان تجاری را برگرفته از استعدادها و انسانها میدانم.
من بار امانت انسان را در سه چیز میدانم، یکی خلق امید، یکی تلاش بدون توقف و آخر اینکه همیشه عاشق باشید. زندگی تان پر از امید، عشق و مهر.
برگرفته از مطالب دکتر گودرزی، دنیای اقتصاد

مدیریت زمان

نكات زير براي استفاده بهينه از زمان، بايد مورد توجه قرار گيرد:
1 - كار و زمان را تجزيه و تحليل كنيد. به مدت يك هفته چگونگي استفاده از وقت خود را ثبت كنيد. با پركردن يك جدول ساده مي‌توانيد زماني را كه صرف فعاليت‌هاي خود نظير مطالعه، استحمام، گفت‌وگوي تلفني يا تماشاي تلويزيون كنيد.
2 - اولويت‌ها را بشناسيد و بدانيد چه كاري مي‌خواهيد انجام دهيد از اين رو، وقتتان صرف فعاليت‌هاي غيرضروري نخواهد شد.
3 - كار خود را طبق يك برنامه تنظيم شده روزانه انجام دهيد و برنامه‌هاي هر روز را مشخص كنيد. بهترين زمان براي انجام اين كار، قبل از خواب است.
4 - درباره كارهايتان از قبل فكر كنيد تا سر موقع از خواب بيدار شده و كارهاي خود را روي برنامه انجام دهيد.
5 - كارهايي كه بايد انجام شود در سررسيد خود يادداشت كنيد. كارها را يكي يكي انجام داده و روي آن تمركز كنيد. وقت خود را تلف نكنيد و سعي كنيد وقفه‌اي در كارتان ايجاد نشود.
6 - متكي بر خود باشيد. هيچ كس جز شما براي اتفاقاتي كه در زندگي شما مي‌افتد، مسوول نيست.كار را به خاطر لذت بردن از آن انجام ندهيد، بلكه سعي كنيد لذت بردن از كار را در خود تقويت كنيد هر كاري كه مي‌خواهد باشد انجام دهيد.
7 - اول كارهاي مشكل را انجام دهيد. چرا كه توانايي شما در آغاز بيشتر است.
8 - اهل عمل باشيد و تا مي‌توانيد به ميزان زيادي از فشار روحي موجود بكاهيد و تمركز خود را بر كارهايي كه در حال انجام است هدايت كنيد. مشاهده نتايجي كه از تلاش خود به دست آورده‌ايد. نيروي مضاعفي براي اتمام كار به شما مي‌دهد.
9 - ميز تحرير خود را منظم نگه داريد، همه چيز را در پرونده‌هاي مرتب قرار داده و وسايل اضافه را دور بريزيد.
10 - وقت خود را بيش از اندازه در جلسات و ملاقات‌ها و با دوستان هدر ندهيد. از شايعه پراكني و گفت‌وگوهاي بيهوده خودداري كنيد.
11 - يك پايان دهنده باشيد. شروع كردن كارها خيلي ساده است اما پايان دادن آنها نيازمند تلاش زيادي است.
12 - در موقع كار آرامش داشته باشيد، با سرعتي مناسب كار كنيد تا مجبور نباشيد با انفجار و پرش‌هاي ناگهاني انرژي كار خود را انجام دهيد.
منبع: دنیای اقتصاد

مسئولیت جامعه در قبال کارآفرینان

مسووليت جامعه در قبال زحمات و تلاش‌هاي كارآفرينانه به شرح ذيل مي‌باشد:
1 - پذيرش آنان به عنوان عاملان تغيير و تعالي جامعه و درك اين مفهوم كه كارآفرينان عامل پيشرفت‌، توسعه و تحول جامعه هستند و جز سعادت و شكوفايي همنوعان خود، سودايي د‌ر سر نمي‌پرورانند كه اين خود باعث مي‌گردد آنان خود را منفرد از اجتماع ندانسته و براي خود پايگاه و جايگاهي در بين آحاد جامعه متصور گرديده و دل به كار دهند.
2 - قدرداني و سپاسگزاري جامعه و نهادهاي مدني از زحمات و تلاش‌هاي خلاقانه كارآفرينان برهمگان فرض بوده و جامعه بايد آنان را به مانند افراد موثر، تلاشگر و ارزشي ارج نهاده و به خدمات آنان پاداش درخور وفاخر دهد.اين امر باعث خواهد شد تا آنان از كاركردهاي خود احساس رضايت نموده و سعي در گسترش دامنه فعاليت‌هايشان داشته باشند.
3 - حمايت‌هاي روحي، معنوي و فكري از افراد كارآفرين: كارآفرينان به جهت اينكه در فعاليت‌هاي نوآورانه و مخاطره‌آميز وارد مي‌شوند به همان اندازه كه در معرض ريسك‌هاي مالي هستند از جهت روحي و رواني نيز به شدت آسيب‌پذير بوده و ممكن است متحمل صدمات و ضربات جبران‌ناپذير گردند، بنابراين لازم است افراد و گروه‌هاي موجود در جامعه همواره مواظب روح لطيف و روان ظريف آنان بوده و در لحظات سخت كار و تلاش و به گاه حادثه از هر طريق ممكن حمايت‌هاي روحي و معنوي لازم را از آنان به عمل آورند. در همين راستا جامعه بايد اجازه اشتباه كردن و لغزش و خطا و شكست را جزئي از فرآيند كارآفريني دانسته و از هرگونه شماتت و ارزيابي و قضاوت در اين مورد حذرنمايد تا آنان جرات ادامه مسير را پيدا نمايند.
4 - حمايت‌هاي گسترده مادي از كارآفرينان: اكثر آنان منابع مادي لازم براي عملياتي نمودن ايده‌ها و نوآوري‌هاي خود را ندارند و اگر نباشد كمك‌ها و مساعدت‌هاي جامعه همه آن افكار و برنامه‌هاي مترقي آنان در نطفه عقيم خواهد ماند؛پس لازم است ايده‌ها و فرصت‌هاي نوآورانه آنها توسط جامعه درك گرديده و حمايت‌هاي مالي در راستاي تامين منابع سرمايه‌اي از طرح هاي آنان به عمل آيد.
5 - حمايت‌هاي نهادي و سازماني: حمايت نهادي بالاخص در سه زمينه مهم آموزشي و پژوهشي و مشاوره‌اي براي كارآفرينان نظير تدارك و اختصاص مراكز رشد و انكوباتورهاي تجاري، ترويج و نهادينه‌سازي فرهنگ كار و كارآفريني براي آنان و حمايت‌هاي قانوني ونيز رفع موانع نهادي در پيشبرد اهداف آنها بالاخص بايد از جانب نظام حكومتي و حاكميتي و همچنين نهادهاي غيردولتي اعمال گردد، بنابراين وجود دولت كارآفرين و حضور حاميان پروپاقرص براي آنان اصولا جزو چرخه فعاليت كارآفريني بوده و اين موضوع به قدري حائز اهميت و حساس است كه بدون وجود آن چرخه فعاليت كارآفريني ناتمام و ناكامل بوده و عملا ممكن است در بسياري از زمينه‌ها آن فعاليت‌ها قابل نضج گرفتن وبه ثمرنشستن نباشد.
6 - ترجيح جامعه در انتخاب نهاده‌ها و فرآورده‌هاي كارآفرينان در تامين نيازهاي خوددر مقابل وجود ساير فرآورده‌ها، توليدات، محصولات، كالاها و خدمات مي‌تواند عامل مهمي در ارتقا و توسعه كسب‌وكارهاي كارآفرينانه به شمار آيد.
7 - نقش بسيار راهبردي و حياتي مجامع علمي و آكادميك به عنوان مغز متفكر و چشم بيناي جامعه و به عنوان پيوندگاه علم وصنعت مي‌تواند نقش بي‌بديلي در راستاي ايجاد موج عظيم كارآفريني و استقرار «نهضت ملي كارآفريني» درجامعه ايراني تلقي گرديده و در اين بين نقش بسيار ارزنده دانشگاه جامع علمي – كاربردي به عنوان «دانشگاه كارآفرين» مي‌تواند بسي راهگشا ومهم پنداشته شود.
در خاتمه اين مقال يادآوري مي‌گردد، اساس فرآيند كارآفرينانه حول‌محور جامعه كارآفرين، دولت كارآفرين، نهادهاي مدني كارآفرين و به ويژه دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي كارآفرين مي‌باشد و تنها دركنار حمايت‌هاي آنها و تعامل با كارآفرينان فعاليت‌هاي كارآفرينانه قابل پيگيري و انجام مي‌باشد.
منبع: دنیای اقتصاد

دوشنبه، دی ۲۱، ۱۳۸۸

ریسک و آینده نگری

در دنیای کسب و کار یک تفاوت مهم بین افراد ثروتمند و فقیر وجود دارد. ثروتمندان دست به هرکاری میزنند ، می دانند که ممکن است برنامه آنها نتیجه اولیه دلخواه را بدست نیاورد. ثروتمندان منتظر این هستند که با مشکلاتی مواجه شوند تا راه رسیدن به مسیر را اصلاح نمایند.ثروتمندان بدنبال نتیجه نهایی هستند و نه دستاورد آنی. ثروتمندان می دانند که هر طرح و برنامه ای در عمل ممکن است در مراحل اولیه با شکست و ناکامی مواجه شود.باید با درسهایی که در مراحل شکست می گیریم راه پیروزی و موفقیت را پیدا کنیم. کی و در چه مرحله ای به پیروزی نائل می شویم؟ پیروزمندان می دانند که آینده را بطور قطع و محتوم نمی توان پیش بینی کرد.
اما بازندگان به دنبال برنامه هایی می روند که بتوانند نتیجه آن را بطور قطعی پیش بینی کنند. اگر برای شرکتی کار کنم حتمن در پایان ماه آب باریکه ای بمن می رسد، این قطعی و یقینی است، پس چرا باید مسیری را انتخاب کنم که نتیجه آن نامعلوم است؟ این پرسش همیشگی بازندگان است.بازندگان به گمان خویش بسیار زرنگ هستند و فقط دنبال برنامه هایی می روند که همه چیز در آنها تضمین شده باشد اما پیروزمندان می دانند که فردا را هرگز نمی توان بطور قطع پیش بینی کرد و از اینروست که می گوییم پیروزمندان ریسک پذیر هستند.
البته بازندگان هم ریسک و خطر می کنند، می دانید چگونه ریسکهایی؟ مثلن آنها پول خود را برای شرکت در یک برنامه لاتاری یا قرعه کشی می گذارند و آنگاه شب و روز خواب بر چشم ندارند تا ببینند نتیجه این قرعه کشی به کجا می انجامد.پیروزمندان چطور؟ آنها هم ممکن است در چنین برنامه هایی شرکت کنند ولی نه برای پولدار شدن بلکه برای تفریح و سرگرمی یا اینکه شاید پس انداز کوچک انها گره ای از کارهای دیگران را بگشاید. پیروزمندان در انتظار چنین بردهایی نمی نشینند و دل به آن نمی بندند.
پیروزمندان در زمینه هایی ریسک می کنند که مربوط به طرح و برنامه خودشان می شود. آنها به نتیجه نهایی فکر می کنند و نه آنی.
کارآفرینان انسانهای پیروزمند در عرصه کسب و کار هستند. انسان کارآفرین ریسک پذیر است چون به برنامه های خود اطمینان دارد ولی می داند که همواره درسهایی است که باید در آینده بیاموزد.

استقلال یا وابستگی

آیا دوست دارید که همیشه شخصی در کنار شما باشد و راهنمایی و هداییتان بکند؟ توجه کنید که ما در مورد نیازهای عاطفی صحبت نمی کنیم بلکه بحث ما در مورد کسب و کار است.
کارآفرینان مایلند که مستقل باشند. آنها دوست دارند که کارها را به سبک خود انجام دهند. آنچه برای یک کارآفرین اهمیت دارد رسیدن به هدف تعیین شده است.کارآفرین نمی تواند بپذیرد که برای جلب رضایت رئیس هر کاری را انجام دهد. او روش و سبک کاری خود را دارد. کارآفرین زمانی دستورات رئیس را به اجرا درمی آورد که خود نیز متقاعد شود انجام این دستورات در راستای رسیدن به هدف است. سیستم اداره بسیاری از شرکتها بگونه ای است که افراد کارآفرین بهیچ وجه حاضر به همکاری با آنها نیستند. در واقع شرکت هایی مانند گوگل اگر توانسته اند به موفقیت های عظیم و چشمگیری در دنیای کسب و کار جهانی پیدا کنند بدین خاطر بوده است که فضایی ایجاد کرده اند که افراد کارآفرین براحتی بتوانند در آن فضا فعالیت نمایند.
افراد کارآفرین منتظر نمی مانند که سازمانی پیدا شود تا قدر طرحها و برنامه های آنان را بداند.آنها خود دست بکار می شوند . آنها  طرحهایی برای ایده های خود می ریزند و دست به کار می شوند. برای یک فرد کارآفرین راه اندازی یک کسب وکار هرچند کوچک بسیار قابل قبول تر است از اینکه بخواهد در یک سازمان بزرگ تنها مجری دستورات رئیس باشد.
اگر میل به مستقل بودن در وجود شما است، اگر به طرحها و برنامه های خود ایمان دارید پس با من شخصیت مشابهی دارید. من می توانم شما را با خیلی از افرادی که مثل ما فکر می کنند، آشنا کنم و تجربیات خودم و دیگران را در اختیار شما قرار دهم. در واقع کسب و کار من این است که بتوانم از هر فرد کارآفرینی نکته ای بیاموزم و آن را به دیگران آموزش بدهم.

شنبه، آذر ۲۱، ۱۳۸۸

پرسش های بازندگان

چه تضمینی وجود دارد که من در این کار موفق شوم؟ این پرسش همیشگی بازندگان است. آنها همیشه به دنبال ضمانت محضری یا تاییدیه فلان شخص سرشناس هستند.

پیروزمندان برای انجام هرکاری به عقل و منطق متوسل می شوند.

آیا خیلی ها اینکار را انجام می دهند؟ بازندگان همیشه می خواهند پیرو باشند.آنها بدنبال کارهایی می روند که بتوانند با صدای بلند بگویند ما همه باختیم.

پیروزمندان می خواهند که در انجام بسیاری از امور پیشرو باشند.

روزی چند ساعت باید وقت بگذارم؟ بازندگان همیشه برای انجام کارهای مفید وقت کمی دارند.

پیروزمندان می توانند بخوبی زمان را مدیریت کنند. آنها به نتیجه کار فکر می کنند ،نه به زمان انجام آن.

نمیشه سریع تر توضیح بدهید؟ بازندگان در اضطراب بسر می برند.

پیروزمندان بر هیجانات خود کنترل دارند و می خواهند که بیشتر بدانند.

مطلب زیادی در این مورد نمی دانم اما مشکلات آن بسیار زیاد است.یعنی میشه موفق شد؟ بازندگان بسیار مشتاقند که درباره مشکلات و دردسرهای هرکاری صحبت کنند.

پیروزمندان به پیروزی و نتیجه درخشان کار فکر می کنند. آنها هر مشکلی را قابل حل می دانند.

چهارشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۸

خلاقیت دو کارآفرین سوئیسی

مارکوس و دانیل دو برادر سوئیسی هستند که توانسته‌اند نام خانوادگی‌شان را تبدیل به یک مارک تجاری منحصر به فرد کنند، به نام "فرایتاگ". (Freitag) محصولی که این دو برادر ارائه می‌دهند، ‌فقط کیف است، آن هم در انواع مختلف، از کاری و خرید گرفته تا کیف‌های آی‌پاد و آیفون. البته در بین محصولاتشان می‌توان جاکلیدی هم پیدا کرد.
کیف‌های برادران فرایتاگ با تمام کیف‌هایی که پیش‌تر به بازار آمده‌اند، یک تفاوت اصلی دارند و آن هم اینکه سرچشمه‌ی به وجود آمدنشان صد در صد ناشی از خلاقیت این دو برادر بوده است. ۱۶ سال پیش اولین کیف فرایتاگ روی میز آشپزخانه‌ی آپارتمان این دو برادر در زوریخ متولد شد.

در آن زمان روزانه صدها تریلی حمل بار از نزدیک خانه‌ی آنها رد می‌شد؛ چیزی که باعث به ستوه آمدن همسایه‌ها شده بود، به دانیل و مارکوس ایده بخشید. آنها با استفاده از یک روکش کهنه‌ی تریلی و یک کمربند ایمنی فرسوده اولین کیف را در آشپزخانه‌تولید می‌کنند.

مارکوس می‌گوید: «این کیف‌ها واقعا دوام زیادی دارند. عمر قدیمی‌ترین کیف ما به ۱۶ سال می‌رسد و هنوز هم قابل استفاده است. من هر چند وقت یکبار در زوریخ آن آقا را که کیف ما را خرید، در خیابان می‌بینم و خوشحال می‌شوم؛ هر چند کیفش کمی کهنه شده اما هنوز هم به خوبی کار می‌کند.»

بازار داغ خرید روکش تریلی

تمام کیف‌ها توسط برادران فرایتاگ طراحی می‌شوند و برای این کار بایستی در مرحله‌ی اول تعداد زیادی روکش تریلی از سراسر اروپا خریداری شود. به گفته‌ی مارکوس آنها با این کار برای روکش‌های تریلی و کامیون یک بازار خرید هم به وجود آورده‌اند : «ما یک لیست قیمت داریم. بسته به رنگ، برای هر کیلو مبلغ متفاوتی را پرداخت می‌کنیم. مثلا وقتی که تعداد زیادی روکش آبی داریم، قیمت رنگ آبی پایین می‌آید و وقتی هم که نیاز به رنگ سبز خاصی داریم، پول بیشتری برای آن پرداخت می‌کنیم. در اصل یک بازار به راه انداخته‌ایم.»

مارکوس و دانیل به گفته‌ی خودشان هیچ‌وقت در خیابان برای ایده گرفتن دوره نمی‌افتند، بلکه تنها با استفاده از یک ورق سفید، طرح‌هایشان را پیاده می‌کنند؛ طرح‌هایی که همگی ساده و کاربردی هستند، اما مهمتر از همه اینکه نتیجه‌‌ی نهایی نباید یک کیف ارزان‌قیمت به نظر برسد. البته با دیدن قیمت‌هایی که در وبسایت آنها برای هر کیفی در نظر گرفته شده، این نکته به خوبی قابل درک است.

متخصصین شستشوی روکش
چرخ‌های کارخانه‌ی فرایتاگ در حال حاضر با ۸۵ کارمند و تولید سالانه بیش از ۲۰۰ هزار محصول می‌چرخد. روکش‌های تریلی به محض رسیدن به کارخانه به طور اساسی شسته می‌شوند، البته در این بین باید دقت کرد که در حین شستشو آسیبی به آنها نرسد و نوشته‌هایشان پاک نشوند. همین امر هم موجب شده تا به گفته‌ی مارکوس، آنها به دانش ویژه‌ای در زمینه‌ی چگونگی شستن روکش تریلی هم برسند.

بعد از شستشو، نوبت عکاسی است تا بعدها خریداران و حتی دوزندگان هم بدانند که این کیف‌ها پیش از عمل چگونه بوده‌اند. مارکوس از ۱۲ دوزنده‌ای یاد می‌کند که در کارخانه‌ی فرایتاگ کار می‌کنند.

به گفته‌ی او، این افراد تنها دوزنده‌ی معمولی نیستند. آنها اغلب شابلون‌های سفید رنگی را روی روکش‌ها قرار می‌دهند و این طرف و آن طرف می‌برند تا اینکه بالاخره یک برش مناسب پیدا می‌کنند که می‌توان از دل آن کیف زیبایی را درآورد.نکیف آن

کیف‌های موزه‌ای

محصولات فرایتاگ بیشتر از راه اینترنت به فروش می‌رود، با این حال شماری از آنها در بوتیک‌های کوچک نیز عرضه می‌شوند.

البته داستان اولین فروش کیف‌های فرایتاگ در کشور همسایه، یعنی آلمان کمی متفاوت است: «اولین بار ما دو چمدان پر از کیف‌هایمان را با قطار شبانه به برلین قاچاق کردیم و آنجا در مرکز شهر در یک مغازه‌ی دنج فروختیم. حالا دیگر این کار را کمی حرفه‌ای‌تر انجام می‌دهیم. ماشین‌ها را بار می‌‌زنیم و مثلا راهی ژاپن یا ایتالیا می‌کنیم.»

محصولات فرایتاگ سالانه ۲۰ تا ۳۰ درصد رشد می‌کند و دانیل و مارکوس اعتقاد دارند که آنها همچنان پتانسیل بالایی برای رشد در بازار دارند. هر چند رشد بیشتر به معنای مشکلات بیشتر است.

علیرغم موفقیت چشمگیر، مارکوس همچنان همان انسان فروتن گذشته است که با دوچرخه سر کار می‌رود. البته نسبت به این موفقیت مغرور است، زیرا اولین کیف مارک فرایتاگ هم اینک در موزه‌ی طراحی قرار داده شده است.

به ویژه اینکه در حال حاضر نمایشگاهی در آنجا دایر است و این کیف در یک ویترین شیشه‌ای گذاشته شده است. علاوه بر آن، درست عین همان مدل در کلکسیون طراحی موزه‌ی هنرهای مدرن در نیویورک نگهداری می‌شود.

DW-WORLD.DE


شنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۸

هفت عادت براي كسب و كار موفق

راي كسب و كار موفق بايد هفت عادت كليدي ايجاد كنيد. نبودن يا فقدان هر يك از اين عادتها مي تواند گزاف باشد.زماني كه شما صلاحيت و لياقت در هر يك از اين سطوح را پيدا كنيد سريعتر و راحتر از ساير رقبايتان مي توانيد به نتايج فوق العاده اي برسيد.
1- برنامه كامل و سراسري: اولين نياز براي كسب و كار موفق عادت برنامه ريزي مي باشد. بطور كاملتر و با جزئيات بيشتري كه شما براي پيشبرد فعاليتهاي خود برنامه ريزي مي كنيد باعث مي شود كه خيلي سريعتر و آسانتر بتوانيد برنامه هاي خود را پياد ه سازي كنيدو به يك نتيجه مورد دلخواه خود براي شروع كسب و كار خود برسيد.

برنامه ريزي درست اوليه از عملكرد ضعيف جلو گيري مي كند" اگر 20% از وقت خود را براي برنامه ريزي كار خود اختصاص دهيد با 80% با قي مانده به مجموع اهداف خود در كسب و كار مي رسيد. براي برنامه ريزي بهترو پيش برد عادتها اين سوالها را از خود بپرسيد و جواب دهيد:
- دقيقاً محصولات و خدمات من چه چيزهايي هستند؟
- مشتريان من چه كساني هستند ؟
- علت خريد مشتريان من چيست؟
- مشتري براي كار من به چه مقدار ارزش قائل است؟
- چه چيزهائي باغث منع خريد مشتريان من در آينده مي شود؟
- چه چيزي باعث برتري توليدات و محصولات من نسبت به ساير رقباء مي باشد؟
- چرا مشتريان بالقوه من از رقباي من خريد مي كنند؟
- چه چيز ارزشمندي را در خريد از رقباي من مشاهده مي كنند؟
- چگونه مي توانم مشتريان رقباي خود را به خريد از محصو لات خودم ترغيب كنم؟
- چه چيزي بايد مشتريان من را متقاعد كند كه خريد كردن از من را به سايرين ترجيح دهند؟
يكبار ديگر شما بايد اين سوالها را از خودتان بپرسيد و جواب دهيد، مرحله بعدي از برنامه ريزي آماده كردن هدف هاي خاص براي فروش و سود آوري مي باشد.
شما بايد دقيقاً افراد خود، پو ل، آگهي، بازاريابي، كه شما براي رسيدن به اهداف خود نياز داريد را تعيين كنيد.
برنامه ريزي كاملي كه شما براي هر مرحله از فعاليتهاي كسب و كار خود قبل از شروع آن مي كنيد باغث مي شود كه شما به يك موقعيت عالي در هنگام شروع آن عملكردها برسيد.
2- سا زماندهي كنيد قبل از اينكه شروع كنيد:
يكبار ديگر شما يك برنامه كامل براي شروع كسب و كار خود توسعه مي بخشيد، شما بايد عادتهايي از سازماندهي كردن مردم و منابع مورد نياز قبل از شروع كسب و كار خود را ايجاد كنيد. در يك سازماندهي تمام منابعي را كه تشخيص مي دهيد در فرايند برنامه ريزي به آن نيازمنديد مي آوريد. گفته اي وجود دارد كه مي گويد:
" غير حرفهاي ها از روي احساس سخن مي گويند اما حرفاي ها با منطق سخن مي گويند" كاملاً ضروري است كه تمام عواملي كه قبل از شروع يك كسب وكار بدان نيازمنديد را تشخيص دهيد و آنها را جمع آوري كنيد ، چرا كه حتي يك اشتباه كوچك در ابتداي راه مي تواند باعث شكست كل كسب و كار شود.
3- پيدا كردن افراد مناسب:
سومين عادتي كه شما بايد ايجاد كنيد، استخدام كردن افراد مناسب مي باشد كه شما را در رسيدن اهدافتان كمك مي كند. 95% از موفقيت شما به عنوان يك كارآفرين و مدير اجرائي مي تواند به وسيله كيفيت وتوانمندي افرادي كه شما آنها را براي كار كردن يا كار كردن روي آن تيم استخدام مي كنيد بستگي دارد. حقيقت اينست كه بهترين موسسات بهترين افراد را دارند و بهترين موسسات درجه 2 افراد درجه 2 و بهترين موسسات درجه 3 ميانگين يا حد واسط افراد را دارند، پس هر چقدرتوانمندي افراد بيشتر باشد كسب و كار نتيجه بهتري خواهد داشت.
4- عاقلانه وكالت دادن :
چهارمين عادتي كه شما براي پيشبرد كسب و كار درست مي باشد. شما بايد تواناييهاي خود را در جهت محول كردن يك شغل درست،با يك شخص درست در يك مسير درست توسعه بخشيد، ناتواني در يك وكالت بطور موثر مي تواند باعث شكست يا اجراي نادرست شخصي شود و حتي مي تواند شكست در كسب و كار را به همراه داشته باشد. با گسترش كسب و كار مسئوليت فرد بيشتر شده و در بعضي از مواقع بطور شخصي نمي توان از عهده همه اموربرآيد، بنابراين يك وكالت عاقلانه مي تواند به او در پيشبرد امور و موفقيت بيشتر كمك كند.
5- بررسي كردن اينكه شما چه انتظاراتي داريد:
پنجمين نياز براي يك كسب و كار موفق عادت نظارت درست مي باشد. شما بايد يك سيستم نظارت درست براي كسب و كار خود ايجاد كنيد و از انجام شدن آن مطمئن باشيد. ضروري است كه شما نحوه اجراي كار خود را كنترل كنيد و مطمئن شويد آن بر طبق زمان بندي و كيفيت سطوح مورد نياز انجام مي شود. هميشه گزارشي مبني از جزئيات و كليات كار خود را تهيه كنيد و نظارت كامل برروي آن را اتخاذ كنيد و هميشه از چگونگي انجام شدن آن مطلع باشيد .
6- سنجش كارهاي انجام شده :
ششمين عمل كارآفرينان موفق و مديران اجرائي عادت اندازه گيري ميزان كارائي مي باشد.
شما بايد به طور خاصي استانداردهاي قابل اندازه گيري و بر گه هاي امتياز را براي نتايجي كه شما بدان نياز داريد را تعيين كنيد.شما بايد زمان شروع وموعد كارهاي خود را با توجه به انتظارات خود مد نظر گرفته و آنها را زمان بندي كنيد. يك مدير موفق هميشه زمان بندي درست و كارآمدي نسبت به كسب و كار خود داردو انجام امور خود را ما بين آن زمان بندي از پيش تعين شده قرار مي دهد. اهميت انتخاب و مشخص كردن اهداف خاص، اندازه گيريها و سنجش آنها بسيار مهم مي باشد.
7- مطلع ساختن مردم از كسب و كار:
هفتمين عادت براي افراد داراي يك كسب و كار موفق تهيه گزارش منظم و به دقت از نتايج كسب و كار براي مردم مي باشد. مردم اطراف شما احتياج بدان دارند كه بدانند چه چيزي در كسب و كار شما اتفاق مي افتد، بانكدارها احتياج دارند از نتايج مالي شما با خبر باشند، كارمندان شما احتياج دارند موقعيت و شرايط شركت شما را بدانند. افراد كليدي شما در همه سطوح نيازمند به آن هستند كه بدانند شركت شما به چه نتايجي خواهد رسيد. با مطالعه برروي چندين هزار كارمند مشخص شده است كه مهمترين عاملي كه منجر به خرسندي از كار مي شود " دانستن كار" مي باشد. مردم در هر سازماني به طور عميق نيازمند اين هستند كه بدانند و بفهمند چه چيزي در اطراف آنها و در رابطه با كار آنها اتفاق مي افتد. بطور كاملتر و با دقت بيشتر مردم را از نحوه عملكرد خود مطلع سازيد اين امر باعث بهبود كسب و كار شما مي شود و باعث مي شود كه به نتايج بهتري در رابطه با كسب و كار خود برسيد.

مرجع : خانه کارآفرینی

پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸

خودشکوفایی لازمه موفقیت و کارآفرینی

همانطور که کشورها و جوامع را به گروههای پیشرفته و توسعه یافته یا عقب افتاده تقسیم می کنیم، افراد انسان را نیز از لحاظ شخصیتی می توانیم در چنین طبقه بندیهایی جای دهیم.ما بارها از این طبقه بندی درمورد افراد استفاده می کنیم. مثلا" زمانی که چنین جملاتی را درمورد کسی بکار می بریم:
انسان خوش فکری بود.
واقعا" یه چیزهایی حالیش بود.
خیلی از مرحله پرت بود.
انسانی که از لحاظ شخصیتی توسعه یافته و بروز باشد، انسان خودشکوفا نامیده می شود. کارآفرینان و افراد موفق توانسته اند در مسیر خودشکوفایی گام بردارند. شما هم اگر خواهان رسیدن به خودشکوفایی هستید،این برنامه ها را اجرا کنید:
- مطالعه و شرکت در برنامه های آموزشی مفید: یادتان باشد که مطالعه برای گرفتن نمره یا آموزش برای کسب مدرک ممکن است هیچ کمکی به خودشکوفایی و رشد شخصیت ننماید.از ته دل دنبال آموختن باشید و مطالعه کنید.
- بروزبودن: سعی کنید درباره موضوعاتیکه مورد علاقه شما هستند، آخرین مطالب منتشرشده را مطالعه کنید. اینترنت منبع بسیار مهمی است برای دستیابی به اطلاعات بروز شده.
- مطالعه زندگی آدمهای موفق: درمورد زندگی ایرانیان موفق بیشتر مطالعه کنید.مطالعه زندگینامه میلیاردرهای خارجی زمانی ممکن است مفید باشد که شرایط اجتماعی آنها را بخوبی درک نماییم. مطالعه زندگی هموطنان موفق مان که در شرایط اجتماعی یکسانی با ما رشد کرده اند، آسان تر و بهتر راهگشا خواهد بود.
- همنشینی و معاشرت با پیروزمندان: چند نفر از دوستان یا افرادی که با آنها معاشرت دارید، انسانهای موفقی بوده اند؟ معاشرت با پیروزمندان شما را به موفقیت نزدیکتر می کند و همنشینی با انسانهای منفی و بازنده مانند سمی است درزندگی شما.
- یاری رساندن به دیگران:هر پله ای که از نردبان ترقی بالا می روید، نگاهی به پایین بیندازید و دست کسان دیگر را هم بگیرید. فقط یادتان باشد که هیچگاه نخواهید که بزور دست کسی را بگیرید و با خود بالا ببرید چون در این صورت این تنها شما خواهید بود که سقوط خواهید کرد.
- پایبندی به اخلاقیات: هر اندازه که پیشرفت نمودید، مراقبت بیشتری از خودتان برای سلامت نفس انجام دهید.پیروزمندانی که رعایت اخلاق و اصول انسانیت راسرلوحه برنامه های خودقرار داده اند، ماندگار شده اند و زمانی به بلندای تاریخ ستوده گردیده اند.

چهارشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۸

تفاوت در شخصیت

ما همواره نیاز داریم که با افرادی دارای شخصیت های متفاوت سرو کار داشته باشیم. در زندگی روزمره و در کسب و کار با آدمها ی گوناگونی مواجه می شویم که هریک ویژگیهای خاص خود را دارند.روانشناسان سعی کرده اند که افراد را از نظر شخصیتی طبقه بندی نمایند.افرادی که از روابط عمومی موثری برخوردار هستند در ارتباط با دیگران به ویزگیهای شخصیتی آنها توجه دارند و در شرایط یکسان از همه افراد توقع رفتاری مشابه را ندارند. این هم یکنوع طبقه بندی شخصیتی افراد، البته شما می توانید از این نوع طبقه بندیها الهام بگیرید و سیستم طبقه بندی شخصیتی خودتان را داشته باشید:
-شخصیت همه چیز دان، معمولاً شخص متکبری ا ست که درباره همه چیز نظر می دهد. وقتی با او مقابله کنید، حالت دفاعی به خود می گیرد. این افراد نقاط حساس رفتاری دارند و پرخاشگرند و نمی دانند چطور یک تعارض را مدیریت کنند.

-شخصیت نق نقو که نقطه مثبتی درباره هیچ چیز به نظرش نمی رسد. بجای یافتن راه حل همیشه شکایت می کند. به هر کسی چیزی متفاوت می گوید. این شخص نیاز دارد تا تکنیک های حل مشکلات را یاد بگیرد و همواره نظرات منفی اش را به اطراف پرتاب نکند!

-شخصیت منفعل، این اشخاص معمولاً ایده ای نمی دهند و اجازه نمی دهند دیگران بفهمند طرفدار چه هستند. به عبارتی دهان بین نیز هستند و به راحتی نظراتشان دستکاری می شود. احساساتشان درباره مسایل مختلف، ثابت است و ترجیح می دهند وارد کشمکش نشوند. این اشخاص مورد توجه و احترام بخصوصی نیستند.

-شخصیت زورگو، که رفتار دیکتاتورگونه و ترساننده دارد تا همه را با خود موافق کند. عقب نشینی نمی کند و دیگران را مقصر می داند. این اشخاص ذهن بسته ای دارند و برای اثبات نظر خود از کاری دریغ نمی کنند.

-شخصیت بله قربان گو، که با هر نظری موافق است، کمی با شخص منفعل متفاوت است. بر این نوع شخصیت نمی توان اعتماد کرد زیرا فقط یک حرف را یاد گرفته است.

-شخصیت منفی نگر که غیرقابل انعطاف است ، به دیگران طعنه می زند ومی تواند باعث ایجاد مشکلات جدی برای سایرین شود.

دوشنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۸

کارایی و خودانتظاری

به دو گروه از کارگران، کاری مشابه واگذار می شود.به گروه اول گفته می شود که کارآسانی باید انجام بدهند و به گروه دوم گفته می شود که کاری سخت و دشوار باید انجام شود. حدس می زنید نتیجه کار این کارگران چگونه بود، بله گروه اول کار را بنحو بهتری انجام دادند.
آزمایش فوق مثالی از میزان کارایی ما بر اساس انتظاری است که از عملکرد خودمان داریم.

یکشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۸

مراحل رسیدن به هدف

راه رسیدن به هر هدفی از شش مرحله مشخص و عملی تشکیل می شود:
  1. هدف خود را دقیقا مشخص کنید.گفتن اینکه « من پول می خواهم » یا «می خواهم در دانشگاه قبول شوم» به تنهایی کافی نیست باید رقم پول را دقیقا مشخص کنید یا دانشگاه و رشته تحصیلی خود را معلوم کنید.
  2. مشخص کنید که برای رسیدن به هدف خود چقدر حاضرید سرمایه بگذارید. چقدر حاضرید پول خرج کنید و چه مدت زمان را در شبانه روز حاضرید برای رسیدن به هدف صرف نمایید. توجه داشته باشید که برای رسیدن به هدف باید چیزهایی را از دست بدهید.
  3. تاریخ مشخصی برای دستیابی به هدف خود در نظر بگیرید.
  4. برنامه ای قطعی برای خود بریزید و بی درنگ دست به کار شوید. باید بدون درنگ دست بکار شوید.
  5. هدف خود، زمان دست یابی به آن و برنامه خود را بنویسید.
  6. یادداشت خود را روزانه چند بار با صدای بلند بخوانید.
اگر براستی خواهان رسیدن به هدف تعیین شده باشید، مراحل فوق راه رسیدن شما به موفقیت است.
اقتباس از کتاب Think and Grow Rich by Napoleon Hill

سه‌شنبه، مهر ۲۱، ۱۳۸۸

کاروکاسبی های موفق

گاه یک بستنی فروش چنان در کاسبی خود موفق می شود که می تواند از تمام شهر مشتری جذب کند.همه ما نمونه هایی از اینگونه کاسبهای موفق را سراغ داریم. بسیاری از افراد در کسب و کار خود موفق می شوند و زبانزد سایرین قرار می گیرند.برخی از این افراد نیز موفق می شوند که کاسبی خود را توسعه بدهند و آن را به کسب وکاری بزرگ تبدیل کنند.براستی چه رمز ورازی در کار این افراد وجود دارد که اینچنین از هم رده های خود پیشی می گیرند؟
اداره ای موسوم به مشاغل کوچک در امریکا در مورد این گروه از افراد مطالعه ای انجام داده است تا ویژگیهای مشترک این کاسبهای موفق را پیدا کند.بر اساس این مطالعه همه کسانی که در کاسبیهای کوچک موفق می شوند:
- آماده انجام کار در ساعتهای طولانی تر هستند.آنها در صورت لزوم صبح زودتر از سایرین، کاسبی را شروع می کنند و شبها دیرتر کار را تعطیل میکنند.
- از تکبر و ادعای توخالی در کار بدور هستند.آنها می دانند که باید نکات جدیدی را در کار خود یاد بگیرند وهمیشه داوطلب هستند تا مطالب تازه ای در کار خود بیاموزند.با آنکه بیشتر از سایرین کار می کنند اما همیشه برای یادگرفتن وقت دارند.
- مشتری مدار هستند. یعنی برایشان رضایت مشتری از خدمات یا کالایشان بیش از هر چیزی اهمیت دارد.
- در قول دادن بسیار محتاط هستند.آنها بشدت مراقب هستند که وعده ای ندهند که قادر به انجام آن نباشند.

و نکته آخر اینکه براساس این تحقیقات همه این افراد از اینترنت استفاده می کنند.در ایرا ن هنوز بسیارند کسبه موفقی که از اینترنت استفاده نمی کنند اما مطمئن باشید که این وضعیت دوام نخواهد آورد و در آینده نزدیک همه کسبه موفق ایرانی از اینترنت بهره خواهند برد.نگران آنها نباشید چون خودشان آنقدر پویا هستند که دنبال یادگیری و استفاده از اینترنت بروند.من در راستای شغل خود اخیرا" از سوی کسبه سنتی تقاضاهای زیادی برای یادگیری استفاده ار اینترنت داشته ام.
شما هم اگر می خواهید کسب و کاری موفق داشته باشید ضمن توجه به چهار ویژگی مورد اشاره در فوق نیاز خواهید داشت که اینترنت را وارد عرصه کسب و کار خود نمایید.