دوشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۶

گرجستان شراب بدون الکل تولید می کند

بزودی محصولی در گرجستان تولید و روانه بازار خواهد شد بنام «شراب چای» . شراب-چای بصورت پودر می باشد و برای مصرف باید به آن آب بیفزایید. طعم آن مشابه شراب است و کلیه خواص مفید شراب را دارا است اما هیچ الکلی در آن وجود ندارد.
ایده تولید شراب-چای متعلق به گیورگی بوکیا کارآفرین جوان گرجستانی است. او توانسته است ایده خود را به تائید استارتاپ جورجیا برساند و از کمکهای مالی دولت برای اجرای پروژه برخوردار شود.
گیورگی بوکیا می گوید که فرمول ساخت شراب-چای 25 سال پیش توسط یک پروفسور گرجی بدست آمده است. به گفته او این محصول دارای کلیه خواص مفید شراب مانند بهبود گردش خون و کاهش کلسترول می باشد اما فاقد الکل است و مصرف آن به کودکان نیز توصیه می گردد.
این محصول بصورت چای کیسه ای (تی بگ) نیز قابل عرضه می باشد. انتظار می رود کشورهایی که جمعیت قابل توجهی از مسلمانان را در بر دارند، بازار خوبی برای این محصول باشند.
زمانی که در ایران مصرف نوشیدنی های الکلی ممنوع گردید، آبجوهای بدون الکل در بازار فراوان شد و مردم به آن آبجوی اسلامی می گفتند. شاید بتوان این شراب را نیز شراب اسلامی نامید😊

منبع: قفقازستان

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۲، ۱۳۹۳

فرصت کارآفرینی برای همه

هر کسی که در ایران حتا مدتی کوتاه کسب و کاری مستقل را اداره کرده باشد، خوب درک می کند که مانع اصلی کارآفرینی در این کشور دخالتهای همه جانبه دولت در کارها است. روزی نیست که یک مامور دولتی مزاحم کارآفرین نشود. دولت ایران هر روز مقررات و ضوابط جدیدی را وضع می کند و مانعی بر سر راه فعالیتهای خلاق و نوآورانه ایجاد می کند.
در این وبلاگ پیشتر توضیح دادم که انسان کارآفرین تلاش می کند تا در هر شرایط و وضعیتی برنامه های خود را پیش ببرد اما این به این معنا نیست که کارآفرین برای تغییر شرایط و محیط اقدامی نکند. ایران در رتبه بندی های جهانی از لحاظ فساد اداری، دخالت دولت در امور اقتصادی و سختگیرانه بودن محیط کسب و کار در جایگاه نگران کننده ای قرار گرفته است و حتی از کشورهای همسایه خود نیز وضع بدتری دارد. از این رو بنظرم کارآفرینان ایرانی باید بطور فعال در مورد وضع موجود بحث و گفتگو کنند و توجه افکار عمومی را متوجه ضرر و زیانهای دخالت دولت در اقتصاد و فرهنگ بنمایند.
پورتال ایران لیبرالیسم برای بحث و گفتگو در مورد اقتصاد دولتی ایران ایجاد شده است. در منشور این وبسایت آمده است:
ایران لیبرالیسم رسانه ای است که اصل آزادی بیان را سرلوحه و مبنای فعالیت خود قرار داده است. انتشار هر دیدگاهی از نظر ما بلامانع است ضمن اینکه ما خود را پایبند و مدافع این اصول می دانیم:
- اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد و بدون دخالت حکومتها بهترین گزینه در راستای دستیابی به فرصتهای برابر برای همگان می باشد.
- دولت زائده ای است بر پیکر جامعه و بنابراین باید تا حد امکان قدرت محدودی داشته باشد.
- تقویت سازمانهای مردم نهاد و رسانه های مستقل راهکار حل مشکلات اجتماعی و فرهنگی جوامع می باشد.
- رعایت قانون وظیفه همه شهروندان است اما تنها قوانینی قابل احترام هستند که حقوق اساسی بشر را نقض نمی کنند.
از  کارآفرینان و همه کسانی که مستقل می اندیشند و مایلند ایده و طرحهای خود را با اتکا به نیروی خویش عملی کنند، دعوت می شود که با وبسایت ایران لیبرالیسم همکاری داشته باشند.

چهارشنبه، مرداد ۰۹، ۱۳۹۲

اسماعیل بیاتی برترین خادم گردشگری ایران

مجموعه آکواپاب که شامل رستوران، کافه سرباز و کافه سرپوشیده می شود، فضایی متفاوت از دیگر محیطهای تفریحی را برای ایرانیان و همه گردشگران شهر تفلیس ایجاد کرده است.
آکوا پاب در خیابان لسلیدزه و در منطقه تفلیس قدیم قرار گرفته است. خ لسلیدزه پاتوق اصلی توریستها در شهر تفلیس است. در این خیابان بارها و رستورانهای مختلفی وجود دارند اما آکوا پاب محیطی متفاوت با بقیه دارد. در آکوا پاب هم غذاهای گرجی و هم غذاهای ایرانی و انواع و اقسام نوشیدنی ها سرو می شود. برای علاقه مندان به موزیک زنده سالن جداگانه ای در نظر گرفته شده است که میتوانید هنگام صرف غذا و نوشیدنی از گوش کردن به موسیقی و تماشای هنرنمایی خوانندگان و نوازندگان لذت ببرید. اگر دوست دارید غذای خود را در محیطی آرام و بدون سر و صدای بیش از حد معمول میل کنید، میتوانید میز خود را در سالن بدون موسیقی انتخاب کنید. برای کسانی هم که دنبال یک محیط بسیار آرام هستند تا گپی خودمانی و دوستانه در جمع خود داشته باشند ، سالن مخصوصی در نظر گرفته شده است.برای دوستداران طبیعت و کسانی که مایلند غذا یا نوشیدنی خود را در فضای باز و با تماشای گیاهان سبز میل کنند نیز در این رستوران جایگاه ویژه ای وجود دارد، امکانی که سایر رستورانها و بارها در خیابان لسلدیزه از آن برخوردار نیستند.
فرصتی دست داد تا در کافه سر باز این مجموعه گفتگویی دوستانه با مدیران این مجموعه داشته باشم. اسماعیل بیاتی 47 ساله می گوید که سالها در رشته گردشگری فعالیت داشته است. او ضمن اداره یک آژانس هواپیمایی در ایران مدتی نیز مدیر هتل بزرگ ارم تهران بوده و در سال 1385عنوان برترین خادم گردشگری کشور ایران را دریافت کرد. آقای بیاتی بهمراه چند ایرانی دیگر در ماه مارچ سال جاری مجموعه آکوا پاب را راه اندازی می کنند. آقای بیاتی می گوید گرجستان مقصد جدید گردشگران ایرانی است و ما ضمن خدمت رسانی به همه گردشگران به توریستهای ایرانی خوش امد می گوییم، تا جائیکه بتوانیم ، میخواهیم همه سلیقه ها را راضی نگه داریم. ما در رستوران خود گوشت حلال سرو می کنیم و بساط قلیان را هم به درخواست مشتری برپا می کنیم.
آقای اسماعیل بیاتی می گوید که همه شرکا و مدیران مجموعه آکواپاب در اداره و اجرای پروژه های کسب و کار دارای تجربه و سابقه هستند. ما این آمادگی را داریم که تجربیات خود را در اختیار سایر ایرانیان قرار دهیم. ما در این کشور کار می کنیم و موفق هستیم. دوست داریم همه ایرانی ها موفق باشند. اگر ایرانیان دیگر هم بخواهند در این کشور کسب و کار راه اندازی کنند یا سرمایه گذاری نمایند ما تجربیات خودمان را در اختیار آنها قرار خواهیم داد. اسماعیل بیاتی می گوید نه تنها در زمینه تجارت، گروه ما در هر زمینه از راهنمایی برای حمل بار تا تهیه مسکن و در کل هر خواسته ای که ایرانیان در گرجستان داشته باشند آماده گفتگو و همکاری است.

شنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۱

حسین نثاری مدیر شرکت توریستی بست اند فرست

حسن نثاری متولد 1343 در شهر تهران مدیر عامل شرکت بست اند فرست Best and First است. او می گوید که 21 سال است در رشته توریسم و گردشگری فعالیت دارد.


شنبه، آذر ۱۱، ۱۳۹۱

برادران ایزدی مشاور خرید خودرو در گرجستان

ایرانیانی که به گرجستان سفر می کنند یا در این کشور زندگی می کنند علاقه زیادی برای خرید خودرو نشان میدهند و پرسشهای زیادی را در این مورد مطرح میکنند. یکی از مشکلات مهم برای خرید خودرو این است که بطور معمول فروشندگان گرجی قیمت بالاتری را برای عرضه خودرو به خارحی ها در نظر می گیرند. همراه داشتن مترجم گرجی هم در این زمینه کمک چندانی نمی کند چون زمانی که خریدار خارجی است قیمت بالاتر خواهد بود. بهترین راهکار برای خرید خودرو به قیمت واقعی اینست که کارشناس و مشاوری مطمئن در کنار شما باشد.
برادران ایزدی نخستین ایرانیانی هستند که بطور رسمی در زمینه خرید و فروش خودرو در گرجستان فغالیت می کنند. دو برادر در تفلیس شرکتی را تاسیس نموده اند که در زمینه واردات خودرو به گرجستان فعالیت میکند و یکی از براداران ایزدی که در آلمان زندگی میکند به کار صادرات خودرو از آلمان به سایر نقاط جهان مشغول است. شرکت انها در گرجستان سال 2011 تاسیس شده است اما در همین مدت کوتاه شهرت بسیار زیادی در بین جامعه ایرانی بدست آورده اند. فرصتی دست داد که با این دو برادر گفتگویی داشته باشم. بخوبی میدانم که راز مهم موفقیت آنها در کسب و کارشان اینست که اتوموبیل را با قیمت بهینه به خریدار عرضه می کنند بنابراین از آنها می پرسم که آیا اینکه مردم برای خرید خودرو به شما مراجعه میکنند به خاطر اینست که خرید اتوموبیل از طریق شرکت شما با قیمت مناسب خواهد بود. پاسخ آنها به این پرسش مفصل بود و اطلاعات مهمی را در بر داشت. من خلاصه گفته های آنها را اینجا بازگو می کنم:
- البته که قیمت نکته مناسبی در هنگام خرید خودرو است و هیچکس دوست ندارد که اتوموبیلی را بالاتر از قیمت واقعی آن خریداری کند ولی این همه ماجرا نیست.در گرجستان خریدار میتواند تا 70 درصد قیمت خودرو را از طریق وام بانکی پرداخت کند که این هم شرایط و مراحل خاص خودش دارد. بعد از خرید اتوموبیل دسترسی به خدمات پس از فروش مانند تعمیرکار یا قطعات یدکی بسیار مهم است. نکات ریز و به ظاهر کم اهمیتی نیز وجود دارند که عدم اگاهی از انها در عمل ممکن است خسارتهایی ببار آورد یا زمان زیادی از دارنده خودرو بهدر بدهد، بعنوان مثال نوع بنزینی که باید استفاده شود یا داشتن کارت پارک شهری و بسیاری از نکات دیگر. ما در همه این زمینه ها اطلاعات و راهنمایی های لازم را در اختیار خریدار قرار میدهیم. کسانی هم که میخواهند اتوموبیل خود را به ایران ترانزیت کنند نیز میتوانند از خدمات و راهنمایی های ما استفاده کنند.
برادران ایزدی در کسب و کار خود آنقدر متحد و همدل هستند که ترجیح دادم معرفی و نقل قولهای آنها را بدون تفکیک نام کوچکشان مطرح کنم.

سه‌شنبه، آبان ۱۶، ۱۳۹۱

کارآفرينی در بحبوحه بيکاری

سالهاست که بیکاری بزرگترین معضل کشورهای مختلف جهان از جمله آمریکا است. در این میان بسیاری از افراد دل را به دریا زده اند تا کار شخصی خودشان را شروع کنند. یکی از این افراد «آلیسون لینس بنتلی» است که در واشنگتن دی سی، خیاط خانه ای باز کرده و به آموزش خیاطی مشغول است. او کارش را از صفر شروع کرد و حالا تنها بعد از پنج سال، ۲۰۰۰ شاگرد دارد.


منبع: صدای امریکا
دوستانی که به یوتیوب دسترسی ندارند می توانند این ویدئو را وبسایت آپارات مشاهده کنند.

یکشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۹۱

کریم جاهد پری ایرانی موفق در گرجستان

آقای کریم جاهد پری سرمایه گذار با سابقه ایرانی و فارغ التحصیل دانشگاه صنعتی شریف از جمله ایرانیان موفق در گرجستان است، در گرجستان به او جاهد می گویند. در گفتگویی که با او داشتم از خاطره تلخ اولین مسافرت خود به گرجستان صحبت می کند و اینکه توسط شخصی بنام محمود داوری خسارتی سنگین به او وارد شده است.
جاهد صاحب شرکتهای مختلف در زمینه ساختمان سازی و نیز تولید لوازم جانبی کامپیوتر در دوبی و چین است و در چند سال اخیر در گرجستان سرمایه گذاری کرده است. او نخستین بار در سال 1995 به دوبی رفت و شرکتهایی که در آن منطقه تاسیس نمود، هنوز فعال هستند. جاهد خاطره خوشی از دوران اولیه ورودش به گرجستان ندارد. او می گوید زمانی که تصمیم گرفتم تا بخشی از سرمایه ام را وارد گرجستان کنم بدنبال یک ایرانی فعال بودم که در زمینه های مناسب برای سرمایه گذاری اطلاعات کافی داشته باشد و از طریق یکی از مشتریانم با شخصی بنام محمود داوری در تفلیس آشنا شدم. داوری با گفته هایش خیلی زود اعتماد من را بخود جلب کرد. من از دوبی مبلغ 530 هزار دلار برای او و  مبلغ 180 هزار دلار برای خانم مریم زید آبادی نژاد که یکی از همسران داوری است (؟!) حواله کردم تا در بخش مسکن سرمایه گذاری کند اما متاسفانه کمتر از 10 درصد این مبالغ سرمایه گذاری شد و بقیه بالا کشیده شد. جاهد می گوید با اقدام از طریق دادگاه تفلیس رای محکومیت برای توقیف اموال داوری را بدست آورده است و سه دنگ منزل او در تفلیس، آپارتمانی در واکه و 4 خودروی کهنه او را تصاحب کرده است و برای رسیدن به مابقی مطالبات خود دنبال شناسایی سایر اموال احتمالی این شخص می باشد.اما مریم زید آبادی نژاد که یکی از همسران آقای داوری بود، تاکنون قابل دسترس نبوده است و جاهد می گوید که اگر کسانی اقامت گاه او را معرفی کنند مژدگانی دریافت خواهد کرد.
گذشته از این تجربه تلخ، جاهد از کار و زندگی در گرجستان راضی است و کسب و کارهای موفقی را در این کشور اداره می کند . او علاوه بر ساخت و ساز، کارخانه ای را نیز در گرجستان تاسیس کرده است. جاهد با داشتن 40 سال تجربه در زمینه سرمایه گذاری و اداره کسب و کارهای مختلف می تواند مشاور خوبی برای سرمایه گذاران جدید در گرجستان به حساب بیاید، او می گوید تصمیم قطعی گرفته است تا راه درست سرمایه گذاری در گرجستان را به افراد دیگر معرفی کند تا تجربه تلخ او در گرجستان برای دیگران تکرار نشود.
این هم اطلاعات تماس جاهد هم برای که می خواهند در گرجستان سرمایه گذاری کنند و هم برای کسانی که می خواهند مژدگانی دریافت کنند:
www.zenithdeveloper.com
www.zenithlands.com
www.zenithreadyhouse.com
Jahedzenith20@gmail.com
Tel: (+995) 591604675

جمعه، اسفند ۰۵، ۱۳۹۰

چقدر از امکانات موجود بهره برداری می کنیم؟

آقای کیوان مدیر یکی از دفاتر مشاوره املاک تهران تعریف میکرد تنها یکروز  مهلت برای تامین موجودی چک بانکی ما بود و موجودی چندانی هم در حساب بانکی نداشتیم. آن روز صبح وقتی به دفتر کار رفت به کارکنان گفت که ما امروز هیچ چاره ای نداریم و باید حتمن یک قرارداد ملکی در دفترمان منعقد شود. آقای کیوان میگوید همه و خود ایشان دست بکار شدند و با جدیت تمام شروع کردند به تماس گرفتن و قرار گذاشتن با مشتریان احتمالی. نتیجه کار آن روز دفتر آقای کیوان فوق العاده بودبستن سه قرارداد ملکی در یک روز آنهم برای دفتری که در طول یکماه اخیر حتا یک قرارداد را نیز نتواسته بود هماهنگ کند. کیوان که امروز بغیر مشاور املاک، یکی از بساز و بفروش های مطرح تهران است و بقول معروف روزانه پول پارو می کند میگوید که آنروز نقطه عطفی در زندگی او شد، چرا هر روز نمی بایست با همان جدیت کار میکرد؟ 
 همه ما ظرفیتها و امکاناتی داریم که از آنها استفاده نمی کنیم.فقیرترین افراد بطور معمول در بدترین شرایط  تلاش میکنند تا حداکثر قابلیتهای خود را بکار گیرند بلکه لقمه نانی به کف آورند. ثروتمندان در اوج رونق کار و کاسبی باز هم به این فکر هستند که از ظرفیتها و امکانات موچود حد اکثر بهره را بدست بیاورند.

سه‌شنبه، آذر ۲۹، ۱۳۹۰

بوروکراسی و نظام اداری

یکبار شنیدم رییس جمهوری گرجستان در سخنرانی عمومی گفت که کشورش از لحاظ ثبت کسب و کار و شرایط گرفتن مجوز نسبت به همه جای دنیا ساده ترین مقررات را دارد. بنظر من این گفته تا حدودی درست است. در گرجستان برای گرفتن مجوز کار ها بطور معمول شرایط ساده ای وجود دارد. چند وقت پیش یک ایرانی که می گفت مدرک دکترای دامپزشکی دارد به گرجستان آمده بود و از من خواست که در مورد شرایط گرفتن مجوز برای داروخانه دامپزشکی تحقیق کنم، ایشان نگران بود که ممکن است مدرک تحصیلی او در گرجستان مورد تایید قرار نگیرد و در نتیجه مجوز داروخانه صادر نشود. نتیجه بررسی در مورد شرایط مجوز جالب بود، نیازی به هیچگونه مدرک تحصیلی نبود و هر فردی چه گرجستانی یا خارجی میتوانست مجوز این کار را داشته باشد. شرایط آسان و مقررات ساده برای انجام کسب و کار در گرجستان برای کارآفرینان ایرانی میتواند بسیاز جالب و جذاب باشد. یک ایرانی که همسن و سال من باشد بخش زیادی از عمر خود را در صفهای عریض و طویل صرف کرده است و بخشی را هم در راهروی پیچ در پیچ ادارات دولتی.
با همه توضیحاتی که دادم ، در برخورد با نظام اداری گرجستان با مشکلات خاصی مواجه خواهید شد. مقررات و قوانین مربوط به انجام کسب و کار آسان است اما کارمند حرفه ای و با تجربه که بتواند بخوبی شما را راهنمایی کند، موجودی نایاب است. این به وضعیعت خاص گرجستان و تحولات سالهای اخیر مربوط میشود. نظام اداری کنونی در گرجستان در سالهای بعد از انقلاب رز یعنی بعد از سال 2003 میلادی شکل گرفته است.بنابراین اکثر کارکنان جوان و کم تجربه هستند. در ادارات دولتی گرجستان کارمندی که پنج سال سابقه کار داشته باشد، کارمندی با تجربه محسوب میشود که ممکن است به مقام ریاست در اداره خود برسد. شما در ادارات دولتی گرجستان مدیران جوان زیادی خواهید دید. اگر به یک شعبه بانک در گرجستان مراجعه کردید و دیدید که کارمند بانک برای انجام یک عملیات ساده بانکی چندین برابر یک کارمند بانک در ایران باید زمان صرف کند، تعجب نکنید. در حوالی بازار تهران وقتی صبح به یکی از شعبات بانک مراجعه میکنید، مشتریانی را میبینید که گاه انبوهی از چک ، حواله و پول نقد را بهمراه دارند. کارمندان بانکهای ایرانی با سرعت و مهارت تمام عملیات بانکی را با کمترین درصد خطا به انجام میرسانند. اگر حتا یکی از این مشتریان بانکی با همان حجم کار به یکی از شعبات بانک در گرجستان مراجعه کند، ممکن است یک کارمند بانک را تا پایان ساعات کار اداری مشغول کند.

دوشنبه، آذر ۲۱، ۱۳۹۰

اینترنت در گرجستان

یکی از جاذبه های مهم گرجستان برای کارآفرینان ایرانی وضعیت اینترنت در این کشور است:
- در گرجستان دسترسی به همه وبسایتها آزاد است و دولت هیچگونه محدودیتی برای کاربران ایجاد نکرده است.بسیاری از مسئولین صفحه اختصاصی در فیس بوک دارند و از این طریق با مردم ارتباط دارند.
- هزینه استفاده از خدمات اینترنتی بسیار ارزانتر از ایران است ودر بسیاری از محلها دسترسی مجانی به اینترنت بیسیم امکان پذیر است.
- در تفلیس ، باتومی و سایر شهرهای مهم کشور همه جا امکان استفاده از خدمات اینترنتی وجود دارد و داستانهایی مانند اینکه پورت سرویس ما در محل شما پر شده است، کمتر ممکن است شنیده شود. من که از این داستانها اینجا نشنیده ام.
- وبسایتهای موسوم به نیازمندی ها در این کشور بسیار جا افتاده هستند. یک نشریه محلی مانند راهنمای همشهری در شهر تفلیس منتشر میشود که آگهی های مرتبط با نیازمندی ها را انتشار می دهد. درج اگهی معمولی در این نشریه رایگان است و تمام تبلیغات مشتریان را در وبسایت خود نیز منعکس میکند.
- دولت گرجستان استفاده عموم از کامیپوتر را تشویق میکند وتسهیلاتی را در این جهت فراهم اورده است، از جمله اهدای کامپیوتر رایگان به دانش آموزان کلاس اول و ارائه تسهیلات به بقیه افراد برای خرید کامپیوتر در راستای طرحی ملی بنام کامپیوتر برای همه. در رسانه های عمومی گرجستان کارشناسان مردم و خانواده ها را از کامپیوتر نمی ترسانند بلکه به ترویج کامپیوتر می پردازند و میدانند که خانواده های گرجی خودشان شعور لازم برای استفاده سالم فرزندانشان از کامپیوتر را دارا هستند.
بطور خلاصه اینکه در گرجستان رسانه ای بنام اینترنت در معنی واقعی خود وجود دارد و نیازی ندارید که شب و روز با یک سرویس شبه اینترنت سرو کله بزنید تا شاید برخی سرویسهای اینترنتی را بطور نیم بند از آن بدست بیاورید.

جمعه، آذر ۱۸، ۱۳۹۰

اداری یا مسکونی

در گرجستان شما میتوانید منزل محل سکونت خود یا هر آپارتمان مسکونی دیگری را به دفتر کار تبدیل کنید بدون انکه دولت مزاحمتی برای شما ایجاد کند. ممکن است منزل خود را به آشپزخانه عمومی برای تحویل غذا در محل مشتری یا حتا تبدیل به رستوران کنید، فقط باید مراقب باشید که مزاحم همسایه ها نباشید. در مورد همسایه ها هم زیاد نگران نباشید، اغلب آنها از اینکه ببیند شما کار و کاسبی راه انداختید و احیانن موفق هستید، خوشحال هم میشوند. بعنوان مثال در محلی که من هم اکنون ساکن هستم یکی از آپارتمانها در مجتمع مسکونی تبدیل به مهد کودک شده است و سرو صدای کودکان هر روز محیط را پر میکند اما تا بحال هیچکس به این وضعیت اعتراض نکرده است بجز من که گاهی زیر لب غرغر میکنم!!!
بخاطر دارم که اواسط دهه هفتاد شمسی یک اپارتمان مسکونی در بلوار ناهید تهران اجاره کرده بودم تا از آنجا بعنوان محل کار استفاده کنم. کار من در آن زمان ارائه یک سری برنامه های اموزشی مکاتبه ای بود و مراجعه کننده چندانی نداشتم چون جزوه های اموزشی از طریق پست برای متقاضیان ارسال میشد. فقط گاهی اوقات افراد با وقت قبلی برای مشاوره به دفتر من می آمدند. هنوز چند روزی از افتتاح این دفتر نگذشته بود که یکی از همسایه ها در راهروی اپارتمان من را صدا کرد و پرسید که شما از آپارتمانتان بعنوان محل کار استفاده میکنید والبته که پاسخ من مثبت بود. همسایه محترم بمن اخطار داد که هرچه زودتر باید بساطم را از آنجا جمع کنم وگرنه به اداره اماکن شکایت خواهد کرد. از ایشان پرسیدم که کار من چه مزاحمتی برای شما دارد و متاسفانه پاسخ این بود که به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی برای ما قابل قبول نیست که در این ساختمان دفتر کاری وجود داشته باشد. یکروز هم همسایه پایینی ما درب آپارتمان را زد و گفت که میخواهد در مورد پول شارژ آپارتمان توضیحاتی بدهد اما بعد از ورود به آپارتمان در این مورد توضیح خواست که آیا من با خانم منشی محرم هستم یا نه و چطور ما دو نفری ساعتها پشت یک درب بسته با هم هستیم.منظورم از این توضیحات این بود که در ایران تنها دولت نیست که بطور مستقیم فضای کسب و کار را دشوار کرده است بلکه بخشی هم به فرهنگ عمومی جامعه بر میگردد.
در گرجستان دولت کمترین دخالت را در حوزه کسب و کار شما خواهد داشت و فرهنگ عمومی جامعه نیز از شما حمایت خواهد کرد.

سه‌شنبه، آذر ۱۵، ۱۳۹۰

کارآفرینان ایرانی در گرجستان

من از سال 2000 میلادی به گرجستان رفت و آمد داشتم اما در حال حاضر مدتی است که در این کشور کار و زندگی میکنم. وقتی به آمار و ارقام نگاه میکنیم، متوجه میشویم که سالانه تعداد بسیار زیادی از ایرانیان کشور خود را ترک میکنند و در نقطه ای دیگر از جهان مقیم میشوند. برخی از مسئولان دولتی در نوشته ها و مصاحبه هایشان در مورد علت این پدیده به موضوع دستمزد بالا و دسترسی به امکانات رفاهی، آموزشی و تحقیقاتی بیشتر در کشورهای پیشرفته اشاره میکنند و انگیزه مهاجران را برخورداری از این امکانات تلقی میکنند. مسلمن این نظریه در مورد ایرانی هایی که به گرجستان مهاجرت میکنند، درست نمی باشد. گرجستان اقتصادی به مراتب ضعیف تر از ایران دارد، آمار بیکاری در این کشور بالا است و سطح دستمزدها نیز پایین تر از ایران است. ایرانی هایی که به گرجستان مهاجرت می کنند، دنبال استخدام شدن نیستند، بلکه اغلب این افراد کار و کاسبی خودشان را راه اندازی میکنند. از سال گذشته تاکنون تعداد ایرانیان مقیم گرجستان رشد چشم گیری داشته است .سال گذشته دیدن یک مغازه در خیابانهای تفلیس با تابلوی ایرانی پدیده ای نادر بود. اما حالا دیگر گرجی ها هم دارند به تابلوها و تبلیغات فارسی عادت میکنند. فضای مناسب برای کسب و کار در گرجستان که شامل قوانین آسان و مراحل اداری کوتاه برای گرفتن مجوز جهت شروع فعالیت ، حق مالکیت برای خارجی ها و بسیاری از موارد دیگر باعث شده است که گرجستان برای کارآفرینان جذاب باشد.
از این پس قصد دارم که در این وبلاگ بر روی موضوع کارآفرینی در کشور گرجستان یعنی جایی که اکنون خودم هم در آن زندگی میکنم بیشتر تمرکز کنم . برای حل مشکل فیلترینگ این وبلاگ در ایران یک دامنه جدید ثبت کرده ام تا دسترسی به این وبلاگ با آدرس مستقیم و نه تنها از طریق زیر دامنه های بلاگ سپات امکانپذیر باشد. بنابراین وبلاگ کارافرینی بزودی همچون گذشته ها در دسترس هموطنان داخل کشور نیز قرار خواهد گرفت.

جمعه، آذر ۱۱، ۱۳۹۰

کنفرانس کارآفرینان ارمنی و گرجی

در چار چوب سفر رسمی خود به گرجستان، "سرژ سرکسیان" رییس جمهور ارمنستان به همراه همکار گرجی خود در مراسم افتتاحیه کنفرانس کارآفرینان ارمنی و گرجی شرکت کرده است. "سرژ سرکسیان" تاکید داشته است که ارتباطات فعال میان کارآفرینان ارمنی و گرجی می تواند در امور رشد و توسعه همکاری ها میان گرجستان و ارمنستان نقش مهمی ایفا نماید. "سرژ سرکسیان" همچنین در نطق خود به وضعیت حاکم بر زمینه های اقتصادی ارمنستان و اقدامات انجام گرفته جهت بر طرف نمودن پیامدهای منفی بحران اقتصادی نیز اشاره کرده است. رییس جمهور ارمنستان افزوده است که زمینه های تکنولوژی های اطلاعاتی این کشور به سرعت رشد و توسعه می یابد و ممکن است طی سال جاری در این زمینه 25 درصد رشد ثبت شود. با توجه به این نکته مهم نیز شرکت ها و کمپانی های خارجی در این زمینه های ارمنستان سرمایه گذاری می کنند. "میخاییل ساکاشویلی" رییس جمهور گرجستان نیز به نوبه خود به موفقیت های دولت گرجستان در مبارزه با رشوه خواری اشاره نموده و تاکید داشته است که اقدامات "سرژ سرکسیان" جهت رشد و توسعه ارمنستان در مرکز توجه دولت گرجستان قرار دارد. مقامات رسمی گرجستان بیشتر به اقدامات دولت ارمنستان در زمینه های کشاورزی اشاره کرده و خواهان تکرار آن اقدامات می باشند. یادآوری می نماییم که بازدید رسمی "سرژ سرکسیان" رییس جمهور ارمنستان به گرجستان پایان یافته است. و هیئت ارمنستان به سرپرستی "سرژ سرکسیان" به ایروان بازگشته است.
Public Radio of Armenia

جمعه، اردیبهشت ۰۹، ۱۳۹۰

وبلاگ کارآفرینی هم فیلتر شد

این وبلاگ که مطالب آن با ساعتها کار و تلاش و بیخوابی کشیدنها تهیه شده است، در ایران فیلتر شده است. گویا از نظر فیلترکننده ها وبلاگ من مشکل نداشته است، بلکه مصلحت بر این بوده است که کل وبلاگهای سرویس بلاگ سپات فیلتر شود. گناه من این بوده است که وبلاگ کارآفرینی را در یکی از معتبرترین و فراگیرترین سرویسهای وبلاگ نویسی جهان ایجاد کرده ام.تر و خشک باید باهم بسوزند ولی ای کاش ما که داریم میسوزیم لااقل میدانستیم برای چه باید بسوزیم.آنقدر نهاد نظارتی دولتی وحکومتی در ایران برای نظارت بر اینترنت وجود دارند که من نمیدانم چه کسی مسئول فیلتر کردن است. در تعجب هستم که این حضرات فیلتر کننده حتا بخود زحمت نمیدهند افراد را از پیش مطلع سازند که بلایی قرار است برسرشان بیاید.آقایون محترم در جنگ هم هفتاد و دو ساعت قبل از بمب باران به مردم اطلاع میدهند که قرار است بمب بر سر شما ببارد. شما دهها هزار وبلاگ را غیر قابل دسترس می کنید، انهم بدون اطلاع قبلی؟ حتمن منتظرید که ما وبلاگنویسها از شما معذرت خواهی کنیم که چرا در سرویس بلاگر وبلاگ ایجاد کردیم!!! در کل روی سخن من با نهادهای فرهنگی و سازمانهای فیلتر کننده نیست، آنها آنقدر سرشان شلوغ است که وقت شنیدن این حرفها یا لابد اراجیف را ندارند.
اما نهادهایی که مدعی هستند برای ایجاد سالانه صدها هزار شغل جدید در کشور برنامه ریزی میکنند، چه تعریفی از شغل دارند و با چه ابزاری میخواهند برنامه ریزی کنند؟ آقایان! کارافرینی در دنیای امروز بدون فضای وب معنا و مفهومی ندارد. باور کنید آن دوران گذشته است که با ایجاد بازار روز یا کرایه بخشی از پیاده رو میشد شغل ایجاد کرد. امروزه پیاده روها برای عبور و مرور عادی شهروندان هم فضای کافی ندارند. مردم شهرنشین هم آنقدر گرفتاری دارند که حوصله بازدید از یک بازارچه ناشناخته به بهای تحمل ترافیک سنگین شهری در وجودشان نیست و بنظر من نباید هم باشد.
وبگاهها، فضای اصلی برای جولان کارافرینان امروزی هستند. واقعیتهای عصر امروز را بخوبی بشناسید و جوانان کشور را از کار و تلاش سازنده نا امید نکنید.من و هم نسلان من که زیر بمباران و موشک باران کتاب درسی میخواندیم و امتحان کنکور میدادیم، از این برخوردها دلسرد نخواهیم شد ولی دنیا تغییر کرده است و ما باید امیدآفرینان نسل جوان و آینده ساز کنونی باشیم.

یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۰

آدمهای بزرگ، آدمهای متوسط، آدمهای کوچک

آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند
آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند
آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند
آدم های متوسط درد خودشان را دارند
آدم های کوچک بی دردند


آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند
آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند


آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند
آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند
آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند


آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند
آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد
آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند


آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم های کوچک اصلا مسئله ندارند

منبع: http://www.persian-star.org/

دوشنبه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۹

كارآفريني و وضع كلان اقتصادي

اوضاع اقتصادي كشور چطور است؟
- خيلي خرابه و گراني و بيكاري بيداد ميكنه.
- هيچ كجا مثل اين مملكت پول مفت در نمياد.
- بخور ر ونميري هست.
- پول زياده ولي بايد كله ات كار كنه.
- مردم واقعن گرسنه و بدبخت هستند.
و....
نظر شما چيه؟ آيا يكي از نظرهاي فوق را داريد يا نظري متفاوت؟.من و شما زماني ميتوانيم در كار يا كاسبي خود موفق باشيم كه نظر مثبتي نسبت به اوضاع اقتصادي كشور داشته بشيم.ممكن است بگوييد:
- تورم بيداد ميكند، بيكاري روزبروز بيشتر ميشود واين حرفها را اقتصاددانها هم تاييد مي كنند، مگر ميشود بدون توجه به نظر كارشناسان به آينده خوشبين بود؟
انسان كارآفرين طرح يا ايده خاصي را با توجه به شرايط موجود به اجرا مي گذارد. كارآفرين كسي است كه در شرايط واقعي موجود ميتواند كالا يا خدماتي را عرضه كند كه نياز جامعه است، او ممكن است بگويد:
- چه خوب كه تعداد زيادي جوينده كار داريم، من مي توانم براي انتخاب همكاران خود حق انتخاب بيشتري داشته باشم.
- من هم با توجه با ميزان تورم درآمد خود را بيشتر خواهم كرد.
- براي كالا يا خدمات من در هر شرايطي مشتري هست.
واقعيت اينست كه من و شما هيچكدام كارشناس اقتصادي نيستيم و هر نظري هم كه داشته باشيم غير علمي خواهد بود. تازه اگر كارشناس هم باشيم باز نامطلوب بودن وضع اقتصاد كلان كشور به معناي اين نيست كه من و شما هم مجبوريم در صف فقرا بايستيم. روشنتر بگويم بد بودن اقتصاد كشور هرگز به اين معنا نيست كه كار و كاسبي يك انسان كارآفرين هم بد باشد. اگر شما كاسبي خوبي نداريد يعني هنوز نتواسته ايد كالا يا خدمات مناسبي را در اختيار مردمي كه با آنها سركار داريد قرار دهيد.

جمعه، خرداد ۲۸، ۱۳۸۹

حاج اسدالله عسگر اولادي: به ميلياردر بودنم افتخار مي كنم

من متولد 1314 در تهران هستم. برادر حاج حبيب الله كه او يكي از مشاهير عرصه سياست است و من از مشاهير عرصه اقتصاد. او عضو هيئت مؤتلفه اسلامي است و من عضو اتاق بازرگاني تهران. او همه فعاليتهايش را در سياست متمركز كرده و من در اقتصاد.بيش از 55 سال است كه كار بازرگاني وتجارت مي كنم.آدم اين روزها نيستم كه كارم حساب و كتاب نداشته باشد. قديمي هم فكر نمي كنم كه فكر كنيد توي دفترش يك چرتكه دارد و هنوز با مركب نامه مي نويسد. خودم را هميشه به روز نگه ميدارم و هرگز از تحولات جهاني عقب نمي مانم. پول هم دارم. دارايي هم دارم. ميلياردر هم هستم.حواسم به اخبار جمع است و هرچيز را كه بتوانم مي شنوم و مي خوانم. خلاصه چيزي از شماها كم ندارم. نمي دانم شما چند سال داريد اما همين قدر بدانيد كه نخستين شركت من متولد سال 1346 است. اولين شركت تجاري خود را كه هنوز شركت تجاري حساس نام دارد در سال 1346 تاسيس كردم. اين پيرمرد از ابتدا تاكنون كارش صادرات محصولات كشاورزي و خشكبار بوده است. با اين پيرمرد كشمش صادر كرده ام، پسته به خارجي ها فروخته ام، زيره به اروپا و امريكا و آسيا صادر كرده ام و براي كشور ارزآفريني كرده ام. افتخارم اينست كه هرگز چيزي وارد نكرده ام و در تمام سالهاي گذشته صادركننده باقي مانده ام. من اهل تهرانم و به قول بعضي ها بچه كف بازارم. كودكي هاي من در چهار راه سيروس و در كوچه حمام گلشن گذشته است. بچه كف بازارم و از سال 1314 كه به دنيا آمدم به ياد ندارم كه از كسي كمك گرفته باشم. از سال 1346 كه شركت حساس را داير كردم تا حالا صادرات كرده ام.
كسي كه از سال 1346 دارد كار اقتصادي انجام مي دهد و كارش تاحال ادامه پيدا كرده نمي تواند آدم بي لياقتي باشد. حتمن استعداد اينكار را داشته و حتمن تلاش زيادي كرده بنابراين شما نبايد لقب رانت خوار بدهي و بخواهي گذشته اش و تلاش هايش را زير سئوال ببري. من سابقه كار سياسي دارم و زياد هم دارم اما شما يك نمونه پيدا نمي كنيد كه از اين سابقه سوء استفاده شده باشد. من از بانكها وام نمي گيرم. صادركننده ام تا وارد كننده و در تمام 30 سال گذشته حتا يك پست سياسي هم نداشته ام. من فكر و دغدغه سياسي دارم اما كار سياسي نمي كنم و مهمتر اينكه هرگز از رابطه هاي سياسي ام استفاده و سوء استفاده نمي كنم. برادرم حاج حبيب الله عسگراولادي سياسي است اما من هميشه از ورود به سياست بدم مي آمد. پيش از انقلاب خيلي بيشتر كار سياسي مي كردم اما بعد از انقلاب كلن اينكارها را رها كردم. در تمام سالهاي گذشته هيچ پست و سمت دولتي نداشته ام به جز اينكه مدت كوتاهي مشاور شهيد رجايي بودم و البته از ابتداي انقلاب هم در اتاق بازرگاني حضور دارم. مي دانيد كه اتاق بازرگاني يك تشكل است و نه يك شركت سهامي كه كار اقتصادي بكند.خلاصه مي خواهم بگويم كه با همه بزرگان عرصه سياست رفاقت دارم اما نه آنها را وارد كار خود مي كنم نه اجازه ميدهم آنها وارد كار من شوند. اتفاقن در اتاق بازرگاني هميشه التماس دعاي ما اينست كه سياست به اقتصاد مجال نفس كشيدن بدهد.
علاقه به تجارت در من وجود داشت و زمينه هم داشتم. مثلن از اينكه آزاد هستم و خودم را محدود به كار دولتي و كارمندي نكرده ام فوق العاده خوشحالم. از بچگي هم هيچگا ه آرزو نداشتم كه وارد دولت بشوم و حقوق بگير دست و پا بسته باشم. به همه توصيه مي كنم ارزوي كارمندي دولت را از ذهن خود بيرون كنند. چون هم دولت كارهايش محدود است و هم اينكه دارد خودش را كوچك مي كند. يعني چه جوان كار و توليد را تعطيل بكند و برود كارمند دولت بشود؟ من اين كار را نكردم و فكر مي كنم ضرر نكرده ام. از اينكه نانم به فكر و تلاش خودم وابسته است خوشحالم و از اينكه آزادم خيلي خوشحال ترم.
من به اينكه ميلياردر هستم افتخار مي كنم به اينكه ذره اي از دارايي هايم را با رانت و كار خلاف بدست نياورده ام. حتا از گرفتن وام بانكي هم پرهيز مي كنم و گفتم كه حتا كار واردات هم نمي كنم. نه اينكه كار واردات را بد بدانم. نه بد نميدانم اما من با خودم عهد كرده ام كار صادرات بكنم. وقتي مي گويند كه حاج اسدلله عسگر اولادي همان كه صادر كننده نمونه است خوشحال مي شوم و احساس غرور مي كنم.
من فكر نمي كنم آدمهاي منصف از اينكه آدمي مثل من كالاي كشورش را به ديگر كشورها صادر كند تاراحت شوند وبدشان بيايد. اينكه مي بينيد بعضي ها درمورد ما افسانه سرايي مي كنند ناشي از كارهاي سياسي است و واقعيت ندارد. درمورد برادرم مي گويند كه او سلطان است و پدر بازار را درآورده و از سلاطين بازار است و هزاران ميليارد ثروت دارد و از اين حرفها ولي مي بينم من را با او اشتباه گرفته اند. البته من هم سلطان ميلياردر هاي ايران نيستم. من در حد خودم كار اقتصادي مي كنم و بارها گفته ام كه كاسب جزء هستم. از من بزرگتر زياد هستند و دارايي من در مقابل خيلي ها مثل ارزن در برابر تپه است. زمينه افسانه سرايي در مورد دارايي هاي افراد را سياسيون بوجود مي آورند. البته اين حرفها مهم نيست و اهميت ندارد كه چه مي گويند اما گفتن اين حرفها از روي دشمني خوب نيست اما اگر به عنوان پيروزي بگويند مثل مدالي مي ماند كه به قهرماني مي دهند.
چه كسي گفته ثروت بد است؟ چه كسي مي گويد ثروت داشتن كراهت دارد؟ همه مي گويند مراقب باشيد پولي كه بدست مياوريد از راه نادرست نباشد وگرنه همه بزرگان توصيه مي كنند كه كار كنيد و ثروت مشروع بدست بياوريد. در اسلام هم توصيه شده و بزرگان هم توصيه مي كنن.
منبع : هففته نامه پيك سبز، شماره 321

پول ، ثروت و كارآفريني

همه افراد كارآفرين ثروتمند هستند اما ثروتمند بودن فقط در پولدار بودن نيست. كارآفرينان خود بخوبي از منابع ثروت خود آگاه هستند:
- داشتن طرحها و ايده هاي خلاقانه و نو ثروت مهمي است.
- همكاران و نيروهاي انساني كارا. يكي از ثروتهاي كارآفرينان ارتباطات انساني آنهاست.
- داشتن يك وبلاگ يا وبسايت كه در نتايج جستجوهاي گوگل رتبه بالايي كسب مي كند در عصر ارتباطات ثروت و سرمايه مهمي محسوب مي شود.
و .......
كارآفرينان تلاش مي كنند تا ثروتهاي خود را بيشتر كنند آنها مي دانند با ثروتهايي كه دارند پولدار هم خواهند شد. اقتصاد نفتي دشمن كارآفرينان است و گاه باعث از دست رفتن ثروت آنها يا جلوگيري از تبديل ثروتشان به پول مي شود اما كارآفرينان از پاي نمي نشينند آنها از ميان همه پيچ و خمها و موانع سرانجام راهي را بسوي رسيدن به موفقيت و تبديل ثروت به پول پيدا خواهند كرد.
افراد پولدار دو دسته هستند:
- پولداران رانت خوار: آنها از اينكه نامشان در زمره پولدار ها برده شود، آشفته مي شوند. دوست ندارند از انها بپرسيد كه پول و سرمايه خود را از كجا بدست آورده ايد.زياد اهل گفتگو نيستند و مردم را پست تر از آن مي دانند كه بخواهند با آنهات روشن و شفاف حرف بزنند. بعضي شان مايلند مردم فكر كنند كه آنها اشراف زاده هستند و از بچگي در نازو نعمت بزرگ شده اند
- پولداران كارآفرين: آنها با افتخار مي گويند كه من پول و سرمايه زيادي دارم. از اينكه مردم بفهمند در بچگي دوران سخت و فقر مالي را گذرانده اند، خوشحال مي شوند. داستان زندگي خود را با سرافرازي براي همه تعريف مي كنند. گرچه موفقيتشان را حاصل تلاش خود مي دانند اما مردم و جامعه خود را دوست دارند، جامعه اي كه به انها فرصت رشد و ترقي داده است.

تلويزيون و كارآفريني

درمورد اينكه تلويزيون رسانه ايست كه خلاقيت را در شخص كم يا حتا نابود مي كند و از اين نظر دشمن كارآفريني محسوب مي شود، باندازه كافي صحبت شده است. حتا برخي از كارآفرينان و افراد موفق تا آنجا پيش رفته اند كه شروع زندگي موفق خود را از زماني دانسته اند كه تماشاي تلويزيون را ترك كرده اند. در اينجا قصد ندارم درباره اين تاثير منفي تلويزيون صحبت كنم چون با يك جستجوي ساده مي توانيد هزاران مقاله در اينمورد پيدا كنيد.
آنچه حرف اصلي من در اين مقاله مي باشد اينست كه صدا و سيما در ايران بيشتر از بسياري از تلويزيون هاي ديگر دنيا با كارآفريني تضاد دارد. اينكه مي گويم صدا و سيما، منظورم در واقع همان تلويزون است چون راديو با بكارگيري تنها حس شنوايي، تاثير منفي كمتري دارد. باري چگونه تلويزيون ايران بيشتر از شبكه هاي تلويزيوني ديگر به كارآفريني و خلاقيت آسيب مي رساند:
- ايجاد تصوير ذهني منفي از فضاي كار و كاسبي: سريالي مانند به كجا چنين شتابان از نمونه هاي بارز و كامل در اين مورد است. در اينگونه سريالها فضايي تصوير مي شود كه فعالان بخش اقتصادي و افراد مستقل در ذهن مخاطب انسانهايي شياد و كلاهبردار معرفي مي شوند.با انكه از نگاه من و نيز از نظر بسياري از فعالين مستقل اقتصادي، مشكل اصلي اقتصاد و فضاي كسب و كار در ايران رانت خواري و كنترل و نظارت بيش از حد دولت در عرصه اقتصاد است اما در برنامه هاي تلويزيوني ايران اينگونه ذهنيت سازي مي شود كه مشكل اساسي كلاهبردار بودن فعالان اقتصادي در ايران است. جالب آنكه در اين ميان نتيجه گيري كاملن معكوسي هم به خورد ذهن مخاطب بيچاره داده مي شود: بايد دولت دخالت و نظارت بيشتري داشته باشد تا اين شيادان و زالوصفتان نتوانند هر غلطي خواستند بكنند. سريالهايي مانند دارا و ندار هم گرچه كمي معتدل تر هستند، اما مانند اكثر آثار مسعود ده نمكي آدمهاي پولدار را شخصيتي احمق و نادان به تصوير مي كشند و اين يعني كشتن انگيزه كارآفريني و نوآوري در جوانان.
- همسويي با سياستهاي دولت نفتي: درباره اينكه دولتهاي نفتي در ايران مانع بزرگي سر راه فعاليت كارآفرينان ايراني بوده اند نيز تابحال بحثهاي دقيق و كارشناسانه زيادي صورت گرفته است و من حرف جديدي در اينخصوص ندارم اما نكته مهم بنظر من در اينجا همسويي برنامه هاي صدا و سيما با اين سياستهاست. دولتهاي نفتي در ايران همواره تمايل داشته اند كه كليه فعاليتهاي اقتصادي و فرهنگي را زير چتر خود بگيرند. دولت در ايران اين حق را براي خود قائل بوده است كه بدون طي مراحل قضايي كسب وكاري را تعطيل يا محل كاري را پلمپ نمايد. از اينرو مي بينيم كه در دورانهاي مختلف صاحبان كسب وكار هاي گوناگون زير تيغ اين برنامه هاي بقول خودشان نظارتي رفته اند. دولت يكروز مراكز فرهنگي يا كافي نتها را هدف مي گيرد، روز ديگر سراغ شركتهاي مشاوره سرمايه گزاري مي رود و خلاصه تا پول نفت هست مي خواهد همه كاسبي هاي مردمي را زير پرو بال خود بگيرد و اما نقش تلويزيون اين وسط چيست؟ صدا و سيما در اين مواقع بجاي آنكه تريبوني بشود براي كاسبهاي بيچاره اي كه ممكن است كار و زندگي خود را از دست بدهند، تريبوني مي شود در اختيار دولت نفتي و با پخش برنامه هاي ويژه اي همان صنف و گروهي كه قرار است ساماندهي دولتي بشوند را مورد حمله قرار مي دهد. برنامه هاي كه براي اين منظور ساخته مي شوند، ترس و وحشت را از صاحبان حرفه اي مشخص در دل مردم ايجاد مي كنند و در پايان هم اين پرسش هميشگي و كليشه اي را در ذهن مخاطب ايجاد مي كنند:
راستي چه نهادي بر كار اين شيادان نظارت دارد؟
و البته پاسخ هم كه هميشه معلوم است، فلان نهاد دولتي بايد بيشتر وفعالتر در اين زمينه وارد عمل بشود تا اينها نتوانند بآساني هر غلطي دلشان خواست انجام بدهند.وقتي قرار است يك صنف مستقل دولتي بشود داستانهاي تكراري و هميشگي وجود روابط نامشروع و غير اخلاقي بين فعالين آن صنف، نقشه هاي از قبل طرح ريزي شده براي سركيسه كردن مردم و حتا گاهي انجام قتل و جنايت هم بميان ميايند تا ذهن مردم نسبت به آن صنف بدبين شود و زمينه حضور و دخالت فرشته نجاتي بنام دولت مهيا شود.
تلويزيون در راستاي اجراي اينگونه مراسم به خاكسپاري فعاليتهاي مستقل تنها نيست و مطبوعات دولتي هم با آن همصدا مي شوند، بخصوص صفحه حوادث روزنامه ها هم نقش فعالي را بر عهده مي گيرند و با نشر داستانهايي در مورد كلاهبرداري ذهن مردم را نسبت به فعاليتهاي مستقل سياه و مغشوش مي كنند اما تلويزيون با توجه به گستردگي مخاطبينش و اينكه چشم و گوش هر دو را بكار مي گيرد، نقش بيشتري را در اين ميانه بر عهده دارد.
- تبليغات منفي عليه كامپيوتر واينترنت: در جهان امروز كارآفريني و اداره يك كسب وكار كوچك بدون استفاده از رسانه اينترنت، غيرقابل تصور مي باشد.هر كسي كه كارگاه يا بنگاه اقتصادي كوچكي را راه اندازي مي كند، در ابتدا بايد بفكر راه اندازي يك وبسايت باشد تا خود، خدمات يا محصولاتش را بهمه معرفي كند. اما متاسفانه مشاهده مي شود كه برنامه هاي تلويزيوني مردم را از كامپيوتر و اينترنت مي ترسانند. من كمتر تلويزيون تماشا مي كنم اما ياد ندارم كه يكبار در برنامه اي درباره فايده هاي اين رسانه فراگير دنياي امروز سخني شنيده باشم اما بارها با گوش خود شنيده ام كه يك آقا يا خانم كارشناس درباره مضرات اينترنت يا زياد پاي كامپيوتر نشستن سخن مي گفته است.اينهم از اشكالات اساسي تلويزيون است كه آدم فقط مي تواند شنونده و بيننده باشد و مانند وبلاگ نيست كه بتوان فوري براي نويسنده كامنت گذاشت و از او انتقاد كرد. اما در پاسخ به اين دوستان كه روز و شب از مضرات كامپيوتر واينترنت سخن مي گويند چند نكته را متذكر مي شوم:
    - مضرات اينترنت و كامپيوتر هرچه باشد باندازه مضرات تلويزيون نيست. جايگاه و رتبه جهاني ايران
    هم از نظر دسترسي مردم به اينترنت تا حدودي مشخص است. اگر واقعن نگران سلامت جسمي و
     رواني مردم هستيد، به آنها توصيه كنيد كه كمتر تلويزيون تماشا كنند.
   - واقعن در روستايي كه مردم آن هر روز با الاغ كار ترانسفر را انجام مي دهند چه لزومي دارد كه اين
     اندازه درمورد مضرات ماشين صحبت شود و مردم را از سوانح رانندگي بترسانيم؟
نتيجه اين تبليغات وسيع و منفي اين خواهد شد كه نوجوانان و افرادي كه تازه با اين رسانه آشنا مي شوند، نتوانند بخوبي از قدرت خلاقيت خود در بكارگيري آن استفاده كنند و اين يعني پرورش انانسهاي كليشه اي. كارآفرني نياز به بستري دارد كه خلاقيت را بپروراند، انسان كليشه اي نمي تواند كارآفرين موفقي باشد.

چهارشنبه، فروردین ۰۴، ۱۳۸۹

4 نکته اساسی در استخدام نیرو

در این مقاله 4 نکته اساسی را که هنگام استخدام نیرو باید در نظر بگیریم، شرح میدهم. توجه به این نکات برای همه کسب وکارها ضروری است اما مخاطبین این مقاله بویژه صاحبان کسب وکارهای کوچک هستند:
شرح وظایف کارمند
 بسیار بدیهی بنظر می رسد که قبل از اقدام برای استخدام نیرو باید جایگاه و وظایف او را مشخص کنیم اما در کسب و کار های کوچک ممکن است توجه لازم به این نکته صورت نگیرد. در واقع مدیر یا صاحب یک بنگاه کوچک اقتصادی ممکن است تنها به این دلیل دنبال نیروی جدید بگردد که می بیند کارها انباشته می شوند زیرا زمان و نیروی انسانی موجود برای انجام آنها کافی نیستند. اما فراموش نکنید که ورود یک نیروی کار جدید به محل کارتان ممکن است دست و پاگیر هم بشود، پس پیش از هرچیز یک شرح وظایف روشن برای نیروی کار جدید خود تهیه نمایید.
توجه به قانون و جنبه های حقوقی
به نظر من در قانون کار ایران به حقوق کارگر بیش از کارفرما توجه شده است.شاید اگر یکبار این قانون را مطالعه کنید از استخدام نیرو پشیمان شوید. بهرحال قانون چه برای ما خوشایند باشد یا خیر، نمی تواند نادیده گرفته شود. سهل انگاری در توجه به قانون ممکن است موجب شود که یک نیروی کار بیش از آنکه برای شما فوائدی داشته باشد برایتان هزینه و دردسر ایجاد نماید. توصیه می کنم حتمن پیش از تهیه قرارداد کار با یک مشاور مشورت نمایید. یکی از وظایف موسسات کاریابی و دفاتر مشاوره شغلی همین است که کارفرمایان را از نظر حقوقی و قانونی راهنمایی کنند. من در اینمورد مشاوران خوبی را توانسته ام از طریق این موسسات پیدا کنم ولی توصیه می کنم که در اینمورد هم کاملن مراقب باشید. بسیاری از این موسسات کاریابی، کاری ندارند جز آنکه به متقاضیان کار یک فرم استخدام بدهند و از آنها پولی دریافت کنند. در ارتباط با برخی از این موسسات متوجه شده ام که آنها فقط یک منشی دارند که روش پول گرفتن از کارجوها را میداند، نه برخورد با کارفرما را بلد است و نه چیزی از قانون سرش می شود. این تذکر برای این بود که بدانید پیداکردن یک مشاور آگاه چندان هم کار ساده ای نیست.
مدیران و کارآفرینان سابقه دار هم می توانند مشاور خوبی باشند و ما را در زمینه های حقوق و قوانین کار راهنمایی کنند. اما مشکا اینجاست که چون این افراد پولی بابت چنین مشاوره هایی دریافت نمی کنند و نیز اغلب پرمشغله هستند، دسترسی به آنها همیشه امکان پذیر نیست.
تله احساس و عاطفه
لابد تابحال برایتان پیش آمده است که در برآورد قابلیت یک فرد برای انجام کار دچار تردید بوده اید و او بشما گفته است:
لطفن من را استخدام کنید، چون واقعن نیاز به کار دارم.
این افراد با شرح بعضی از مسائل مانند داشتن بچه یتیم یا در شرف ازدواج بودن سعی می کنند شما را مجاب کنند تا آنها را استخدام کنید. چنین موقعیتی برای یک کارفرما تله احساسی محسوب می شود. من تا بحال بارها در چنین تله هایی گرفتار شده ام و خود را تسلیم طرف کرده ام. با اینکه درمورد خودم هیچ ضمانتی هم نمیدهم که باز تسلیم اینگونه تله ها نشوم اما بشما توصیه می کنم که براستی در استخدام نیرو تسلیم تله احساس و عاطفه نشوید چون هم به زیان خودتان خواهد بود و هم به زیان نیروی کار.افراد کارآفرین بیشتر در معرض خطر افتادن در تله احساسی هستند. کارآفرینان چون همواره در فکر خدمت به جامعه هستند ممکن است تحت تاثیر چنین افرادی قرار بگیرند. شاید استفاده از یک قائده کلی بتواند ما را از این تله خلاص کند:
- هر کمکی از دستم برآید برای این فرد انجام می دهم ولی بهیچ عنوان اجازه نمیدهم وارد حوزه حرفه ای من بشود.
کمکهای نقدی به این افراد یا معرفی آنها به موسسات خیریه می تواند روشهای خوبی باشد اما بدترین کار استخدام این افراد است.
افراد همه کاره
یک اصل کلی در زندگی حرفه ای وجود دارد که ما گاهی آن را نادیده می گیریم:
کسی که در هر کاری سررشته دارد از عهده هیچ کاری بخوبی بر نمی آید.
با اینحال ما اغلب مجذوب آدمهای همه کاره می شویم. برای ما جالب است که آنها در هر زمینه ای اطلاعاتی دارند .اگر دنبال کسی می گردید که وظایف خود را بخوبی انجام دهد دور افراد همه کاره را خط بکشید. آنها از نظر شخصیتی هم معمولن در هیچ کاری نمی توانند دوام بیاورند.